ما شام ندادیم , عصری اومدن خودشون با خواهربرادرا و عروسا و دایی هاش ما هم خاله ها شوهراشون و عموم رو گفته بودیم و عمه ام و داییم اینا , شیرینی و گل اونا آورده بودن مهریه رو روی 1 کاغذ دایی بزرگش نوشته بود که نظرمون اینه داد به بابام و اونم که تایید کرد امضا کردن , چایی و شیرینی بین خانم ها من پخش کردم بین آقایون هم داداشم , ما هم میوه گذاشته بودیم , 1 چادری برا من آورده بودن قرار شد فرداش بریم آزمایشگاه و بعدشم بریم خرید حلقه و لباس عقد , یه دورم بعد از عقد خرید کامل قرار شد بریم که همه چی بخریم