2777
2789
صدگل جان با گروه سیمیا تماس بگیر ببین به نیروی کار توی کانادا احتیاج ندارند؟ به هر حال یه تیریه تو تاریکی؟؟؟؟
یه جایی خونده بودم که وقتی یه نفر زیادی عاشق یه نفر باشه بیشتر از این که بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش!!!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

صدگل جون تو قوی هستی...همین که تا الان موندی (هر چند میگی میخواستی برگردی، اما اگه اونقد قوی نبودی بالاخره برمیگشتی و همسرت نمیتونست قانعت کنه) پس قوی هستی
یادت باشد، هوایم را بی اجازه داشته باشی!
سلاممم چطورین خوبین؟
منو کسی به یادداره؟؟؟
پارسال میومدم،دیگه درگیر زندگی سخت! شدم و فقط گاهی میومدم می خوندمتون،از نسیم و سپیا خبری ندارم، چه خبر؟

راستی همچنان کسی نیومد ونکور؟؟خودم تنهام؟؟ هههه
یعنی راستش هروقت اومدم دیدم بیشتر صحبت از کارای قبل از رفتن و تکمیل پرونده ست،منم اطلاعی نداشتم.


برای گار شوهرم اومدیم 40 روزه ایران و برگردیم،گارش طول گشید.بلیط زودتر از 20 ژانویه نبود گه عوض گنیم.
هم خسته شدم و حوصلم سررفته هم از طرفی به خودن میگم استفاده گن از این دور هم بودنا گه بعدا حسرت می خوری
گیجم واقعا شرایط بعداز مهاجرت،مثل قبلش،یک لحظه ارامش توش نیس....بدمیگم؟؟؟
سلام مهسا جون ؟درسته دیگه اسمتون مهسا بود؟


خوبی عزیزم؟پارسال رفتی حاجی حاجی مکه ها.ندیدیمت دیگه.قبل از عید امدین ایران پارسال؟

الان ایرانی؟

چه طوره اوضاع؟واقعا آرامش قبل از مهاجرت نیست؟
منظورم از نبودنه ارامش ،قبل از مهاجرت ،اون چند روزای سخخخخت قبل رفتنه...وای حاضر نیستم تکرارش کنم
اره شب عید اومدم وسایلمونو فریت کردیم
قبلا گفته بود کار همسرم ازاده مجبوره سالی یکی دوبار بیایم ایران
سری پیش که خیلی الکی الکی نفهمیدیم ویزای پسرم مشکل داره و برگشت خوردیم تا ازاول اقدام.کنیم از انکارا باز یه ماه کشید
ااین سری هم اومدیم اینجوری

اونور خب مشکلای خودشو داره،اینورم که خب مشکلای دشو
واقعا ازینجا رونده ازونجا مونده منم ههههه
ایندفعه به همسرم گفتم حالا حالاها نمیخوام برگرذم ولی خب پای حرفم مطمینم نمیمونم! ههه
حس میکنم چندسال از زندگی عقب موندم.هیچکار مثبتی نکردم
حس بدیه بخدا
گاهی حسرت میخورم میگم کاش مثل خیلیا که ایرانن و از،شرایطشون راضین،ماهم برامون شرایط جور نمیشد

داستان رفتنه ما قضیه ی " اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها" هستش
راحت رفتیم ولی حالا حالاها به ارامش بقیه مهاجرا نمیرسیم اینجور که بوش میادددد
آخی نازی مهسا جونی

انشاالله که خیلی زوود شرایط براتون طوری بشه که آرامش توی زندگیت برقرار باشه و هی برین و بیاین و لذت زندگی رو ببرین.

چقدر بد که ویزای پسری مشکل دار شد چقدر پس اذیت شدین.

بچه هایی که میاین ایران حواستون باشه در مورد پاستون.

گویا وقتی میرسین ایران باید برین گذرنامه تا مهر بخوره و ادامه ی داستان.

عموی من این کار رو نکرد به عادت سال های قبل.رفتن فرودگاه و نتوسنت بره و برگشتن خونه.

بعد هم که اکی شد و رفتن فرودگاه سیستم کامپیوتریه فرودگاه مشکل داشت و نزدیک بود دوباره نتونه بره.

وایییییییییییییی یعنی دورازجونش داشت سکته می کرد از کارش کلی عقب مونده بود.

از اینجا با تاخیر رفت و نزدیک بود پرواز لندن رو هم جا بمونه می گه رسیدم به هواپیمای لندن درا بسته شد.

خلاصه اگر عید میاین ایران حواستون باشه که گذرنامه تعطیله و باید حتما این کاراتون رو اکی کنین.
سلام بچه ها همگی خوبین ان شالله؟
شوهر منم بلاخره رفت یه دو هفته ای میشه
منم دارم انواع دوره ها رو میرم و چندماه دیگه میرم
این روزای دوری رو به سختی دارم میگذرونم
ما بچه نداریمو چندساله همه زندگیمون همدیگه هستیم خونوادش خیلی دارن آزار میرسونن
تا داریم با اینترنت چت میکنیم میپرن وسط شوهر بچه ننم هم تندی رو من قطع میکنه با اونا گرم میگیره
تحمل این رفتارو ندارم به خودم قول دادم چند وقت هیچ تماسی نگیرم تا بفهمه رابطه بین مارو با خونوادش قاطی نکنه
خیلی دلم شکسته بعضی وقتا به خودم میگم دختر چیت کم بود که اینقدر گیر به رفتن دادی احساس میکنم تیشه به ریشمون زدم
اونجا کاراش تا امروز خوب پیش رفته و راضیه
من فکر میکردم خارج رفتن هیچ خاصیتی نداشته باشه این سود رو داره که شر قوم ضالمین راحت میشم
اما خیال باطلی بود خیلی سریش تر از این حرفان
تیفانی جون حرص نخور عزیزم.


الان خونه پدر و مادرتی یا خونه خودت؟

تنها نمون.

آره یه مدت در دسترس نباش.مردا همشون اینجورین متاسفانه.......................................

قشنگ می فهمم چی می گی.من سر سربازی رفتن همسری این چیزا دستم امد.

می گذره عزیزم.خودت هم میری و پیش همسری هستی و همه چیز همون جوری پیش میره که می خوای.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز