راستی تیفانی جون ،بنظر من سعی کن تایم بذاری
مثلا بگو هرروز ساعت فلان باهم تنهایی بخرفیم، و ساعت فلان هم من با خانوادت میایم باهات بحرفیم.
درضمن شوهرتم درک کن.وضعیت اون از تو.سخت تر نباشه ،راحت تر نیست
وقتی توی یک محیط جدید(اونهم دراین حد جدید!) میری، واقعا حس تازه متولد شدن تو یک دنیای تازه رو داری
شوخی نیست،هر تجربه ای داری رو باید بذاری کنار و ذهنت رو ریست کنی
تا بخوای با محیط جوین بشی، زمان میبره
حالا فک کن این وسط تنها و دور از همسرت باشی،بعد همسرت بگه چرا با خانوادت بیشتر از من میحرفی

صرفا خواستم اون طرف قضیه رو هم برات یاداوری کنم
سعی کن این روزهاتو بنویسی تا بعدا با خوندنش ببینی روزای سخت تری رو.گذروندی! و اروم بشی