2777
2789
شهرزاد دعا کن ما سال دیگه زمستون اونجا باشیم با هم بساط آش رو راه میندازیم می‌شینیم خونه زیر پتو فیلم میبینیم. البته اگه این ارشان به من اجازه بده. ولی‌ خوب آرزو بر مادران جوان عیب نیست.
دعا میکنم نسیم جون من عاشق آش رشته ام. ارشان هم با این توصیفاتی که میگی از 9 تا 7 میخوابه اونم تو تخت خودش حتما بچه خیلی خوبیه پسر من در آستانه 5 سالگی هر شب میاد پیش ما میخوابه من و علی هم که اینقدر لهیم ممکنه یکبار برش گردونیم ولی معمولا همیشه صبحها کنار ما خوابیده.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام برهمه

نسیم جون می دونی کجاها حراج دارن برای مبلمان?

دیروزم هوا خوب بود روبروی خونمون پارکه,هامون حسابی بازی کرد با اسباب بازیا و بچه ها
با گریه زاری اوردیمش

راستی تو چه فصلی بارندگی خیلی شدیده? چون من شنیده بودم یه مواقعی بارون چندروز پشت هم میاد ,ولی من این دوسه هفته ندیدم.
راستی ونکوور برف هم میاد!?
شهرزاد جون من هم بودم بخاطر آش رشته دعا می‌کردم. آره ارشان بچه آرومیه خوشبختانه. اتفاقا امروز با دوستم حرف میزدم بچش ۸ ماه از ارشان بزرگتره گفتم ارشان تا صبح می‌خوابه میگفت دختر من هنوز هم یه بار تو نصف شب بیدار میشه. مشکل ارشان اینه که فضوله همش می‌خواد به همه چیز دست بزنه تا وقتی‌ نمی‌تونست سینه خیز بره هرچیزی رو که میدید و می‌خواست گریه میکرد الان سه روزه سینه خیز میره به همه چیز دسترسی‌ داره همش باید یه چشمم بهش باشه که به چیز خطرناکی دست نزنه آخه خیلی‌ هم به سیم و چیز‌های برقی علاقه داره ۱۰۰۰ تا اسباب بازی‌ هم دور و برش باشه صاف میره سراغ سیم برق
نه مهسا جون نه‌که دنبالش نبودم در جریان نیستم. در مورد باران هم پاییز اینجوری بود مثل اینکه بهار هم اینجوری میشه باز. دیروز من اینقدر خوشحال بودم همش تو خیابون بودیم با ارشان. من که از هوای ابری هم متنفر بودم الان اگه ابر باشه بارون نیاد راضیم.
ههه نسیم منم همین طوریم یه دفعه به یه چیز حسابی گیر میدم همه جور اطلاعاتشو در میارم بعد اتیشم میخوابه ولی در مورد کانادا من گیر ندادم خدا رو شکر برادر شوهرم اصرار داره بیایم پیشش البته فکر نکنم خانومش بدونه چون با اینکه زیاد ندیدمش ولی به نظرم ادم صمیمیی نیست شایدم با خانواده شوهرش اینطوریه در هر صورت فعلا دو تا برادرا تصمیم این مهاجرت رو گرفتند منم که از خدا خواسته
مرسی نسیم جون از اطلاعات مفیدت .. یه نظر خواهی دیگه بین تورنتو و کلگری کدومش بهتره ؟ از هر نظر ..کار - درامد - ارزونیییییییییییییی هههههههههههه

پسمل خوشملت رو هم ببوس آقا ارشان گل ..یادش بخیر پسر من هم وقتی سینه خیز می رفت خرابکاری ها و فضولی هاش شروع شد ...
.•*´`*•.**`•.¸¸.•´*تزئینات نمدی یونیک *.•*´`*•.*`•.¸¸.•´
وبلاگ:http://felt-decoration.mihanblog.com

کلوب نی نی سایت http://old.ninisite.com/clubs/detail.asp?clubID=22435
سلام به همگی :
ممنون از تمام دوستانی که جویای احوالم هستند . من مرتب باینجا سر میزنم ولی چیزی نمینوشتم تا بالاخره تعیین تکلیف شده بیام بنویسم ولی وقتی دیدم بعضی از بچه ها واقعا" منتظر شنیدن خبری هستند ، گفتم بیام بنویسم که هنوز خبر قابل عرضی نیست .
از اول هفته دیگه اخرین هفته قرارداد فعلی من با شرکتی که دارم توش کار میکنم شروع میشه و علیرغم اینکه 9 روز پیش به من گفت میخوات placement رو تمدید کنن ، هنوز خبری از job developer ام نشده . یعنی هنوز تمدید نکردن . اصلا " نپرسیدم تا کی میخوان تمدید کنن . اگر بخوان از تمام سه ماهش استفاده کنن که باید تا 1.5 ماه دیگه همینطور مجانی براشون کار کنم .ولی حداقلش اینه که تجربه کانادایی توی فیلد مرتبط با کار قبلی ام پیدا میکنم . باید دوباره دنبال کا رگشتن رو هم شروع کنم ، چون خیلی هم نمیشه روشون حساب کرد . دو نفر co-op قبلی رو که 3 ماه و 2.5 ماه براشون کار کرده بودن از دوهفته پیش رفتن . من رو هم از همون روز بعد از رفتنشون بردن آزمایشگاه تحقیق و توسعه برای آموزش تست های لازم الاجرا روی مواد پلاستیکی و از اول هفته پییش هم که سوپروایزر کنترل کیفی شون اومده ، خواستن با هر دو واحد کار کنم !!!تاره فایلینگ برنامه های تولید هفتگی شون هم با منه ... رسما " سه قسمت شده ام !!!سخت دارم کار میکنم و راستش باینکه استخدامم میکنن یا نه ، دیگه خیلی فکرنمیکنم . علیرغم اینکه همه میدونید ، ذستمون خیلی خالی داره میشه و عملا " میرسم خونه ، دیگه فرصت تمرکزبرای اقدام کردن برای دانشگاه و دنبال کار گشتن رو به اونصورت ندارم . خسته شدم بس که فکر کردم و به هیچ نتیجه ای نرسیدم ...
راجع به هزینه ها ، خصوصا : در تورنتو همونطور که قبلا " هم بجه ها گفتن ، با 2500 دلار در ماه میتونید یک خونه خوب در جای خوب، هزینه ایاب و ذهاب 2 نفر با وسایل نقلیه عمومی ، خورد و خوراک خوب ( به شرط پخت خانگی ) ، سرویس های اینترنت و موبایل و تلویزیون و تلفن خوبی رو داشته باشید . برای خانواده سه نفره با بچه کوچک . چون بچه ها که بزرگتر میشن ، تحت کنترل گرفتن خواسته هاشون سخت تر میشه .اگر بخواهید ماشین بخرید ، حداقل 500 دلار در ماه به هرینه های فوق اضافه میشه . بعد هم بالاتر از این الی ماشاا.... میتونید خرج کنید .
کما اینکه دوستان من که دو تا بچه بزرگ دارن مثلا حدود 12 و 8 سال ماهی 4000 دلار بیشتر خرج میکنند .
من قویا " به همه مهاجرین توصیه میکنم ، زبانتون رو هردو ( هم زن و هم شوهر ) تقویت کنید . اصلا " فکر نکنید بیاید اینجا یاد میگیرید .... اینجا زمانتون رو باید صرف یادگیری زبان بکنید .نه اینکه نشه بدون زبان کار کرد . همونطور که قبلا " هم گفتم خیلی ها با زبان ضعیف هم استخدام میشن ولی بحث اعتماد به نفس خودتونه که خیلی مهمه .
بعد هم اگر میتونید سابقه کار با یک شرکت بین المللی در ایران ، یا سابقه زندگی و کار در یک جای دیگه مثل دوبی رو داشته باشید ، شانستون برای استخدام شدن توی هر کاری بشدت بالا میره . همونجور که شهرزاد عزیز هم گفت ، سابقه کار مرتبط با مدرکتون هم خیلی مهمه . البته بالاتر از همه اینها مهم اینه که ذر زمان مناسب در جای مناسب قرار بگیرید . ولی لزوما " اینجا مدرکی بگیرید که سابقه کاری براش ندارید ، شمارو به کار نمیرسونه . من خیلی در این زمینه تحقیق کردم . این چیزی که میگم صد درصد نیست ولی 80 درصد هست . بچه های پزشکی که برای تورنتو ( انتاریو ) روی3 تا 5 سال حساب کنن که بتونن به کار خودشون برگردن . برای بچه های پرستاری و مامایی ، این زمان حداکثر 3 سال خواهد بود .اگر سطح زبانتون خوب باشه ( آیلتس 7.5 آکادمیک ) خوب این زمان یقینا " میتونه به 1.5 سال هم برسه .
اینجا برای همه چی باید زمان گذاشت و زمان برای ما تازه واردینی که منبع در امدی هم از کشور مادریمون نداریم ، یعنی از جیب خوردن .من خیلی تلاش کردم جلوی این قضیه رو بگیرم ولی تا حالا نشد . من حدود 32000 تا آورده بودم و الان که حدود شش ماه و 10 روز از ورودمون میگذره ، 12000 تاش بیشتر نمونده و دیگه نمیدونم باید چه کرد . همسرم امتحانش رو 21 فوریه میده و امیدوارم بتونه با گرفتن سرتیفیکیت کانادایی اش در زمینه سرویس و نصب تجهیزات گرمایشی سرمایشی ، یک جایی بتونه مشغول شه . از اینکه اینهمه فکر کردم ، تلاش کردم و به در و دیوار خوردم ، گاهی واقعا " خسته میشم .هنوز هم نمیدونم این شرکتی که هستم ، میمونم یانه . هرچند که بهم هم گفتن اگرهم بخوان بصورت قرارداد کوتاه مدت میخوان که عملا " نمیدونم اونهم شش ماهه است یایکساله ولی میدونم که benefit نداره .
دیروز اولین برف تورنتویی بارید که میگفتن توی 5 سال اخیر بی سابقه بود . امروز توی اخبار خوندم که هزینه برف روبی دیروز تورنتو 40 میلیون دلار شده . ماشین های برف روب تپه تپه برف جمع میکردن ولی بی فایده بود و اتوبوس ها هم روی برف سر میخوردن . من با پررویی تمام رفتم سر کار !!! اولش مدیرم عصبانی شد چون روز قبل بهم گفته بود اگر هوا خوب نبود ، نیا . ولی من صبح که ا ز خونه رفتم بیرون خیلی بد نبود ولی یکساعت بعد که رسیدم اونجا خیلی وحشتناک شده بود !! باد با سرعت 40 کیلومتر و برف تند و ریز و خشک !!!!!ساعت 3 کل کارخونه رو تعطیل کردن .من تا رسیدم خونه ساعت 6 بود و به جرات میگم تا بالای زانوی من برف اومده بود !! ولی دمشون گرم چون اتوبوس به وفور توی مسیر ها بود . بیشتر از ماشین شخصی اتوبوس توی خیابون میدیدی و راننده ها هم کاملا به اوضاع مسلط بودن .
امروز برعکسش افتاب تابان و گرمی که ظهر ترغیب شدیم رفتیم برف بازی و ناهار و چای رو خوردیم و بعد توی افتاب گرمی که توی خونه افتاده بود چرتی زدیم . یاد بچگی هام افتادم و اینکه منتظر بودیم تا برف بیاد و جمعه اش بابا و مامان ، من و برادرم رو ببرن روی تپه های لشکرک برف بازی . ظهر هم که میرسیدیم خونه ، مادربزرگم ناهار رو آماده کرده بود و میرسیدیم ناهار رو میخوردیم و زیر همون افتاب گرم زمستونی که تا وسط اتاق هال خونه پدریم میومد و میاد ، چرت میزدیم .
یادش بخیر ... دلم برای چهارراه ولیعصر داره پر میزنه ......!!!!
شهرزاد و نسیم عزیزم ،ممنون از تماس و دلگرمی هاتون .شهرزاد جان برنامه آش رشته رو هم میگذارم و بهت خبر میدم که بیای بخوری !!!
به دعای خیر همه دوستان نیازمندم
ببین از لحاظ کار و درامد کلگری بهتره هم درامد‌ها بالاتره هم کار بیشتره. ولی‌ خوب تورنتو شهر بزرگ تریه و امکانات بیشتری داره. ولی‌ اگه تو کلگری آشنا دارین من پیشنهاد می‌کنم برین اونجا خیلی‌ خوبه آدم اولش که میاد غربت یه دوستی‌ آشنایی داشته باشه. بعد همه جا دنبال کار بگردین هرجا کار پیدا شد میرین دیگه. ولی‌ تو اون روز‌های اول که دنبال کار میگردیم یه کسی‌ رو داشته باشه خیلی‌ خوبه یکی‌ که بتونی‌ هر از چندگاهی ببینی‌ و احساس نکنی‌ بی‌ کس و کاری. کلگری رو نمیدونم تورنتو معمولا از نوامبر میره به سمت سرما و از فوریه میره به سمت گرم شدن. ولی‌ این به این معنی نیست که همش سرمای طاقت فرساست. یه چند روز خیلی‌ سرد میشه بعد تا می‌خوای بگی‌ وای نمیتونم تحمل کنم گرمتر میشه و قابل تحمل. بعد هم واقعا تو تابستون جبران میکنه. کلگری خوب زمستون هاش طولانی‌ تره (الان از مهدی پرسیدم گفت رو شیش ماه حساب کن) ولی‌ یه بادی داره به نام شنوک که یهو میبینی‌ وسط زمستون چند روز هوا گرم میشه. دوباره یه مدت سرده دوباره یه شنوک دیگه. کلا اگه از سپیا هم بپرسی‌ بهت میگه که به اون بدی که آدم وقتی‌ تو ایرانه فکر میکنه نیستش. به خصوص که تو شهر‌هایی‌ مثل تورنتو و کلگری برای این سرما امکانات هستش. مثلا دیروز تو تورنتو برفی اومده که تو ۱۲ سال گذشته بی‌ سابقه بوده ولی‌ شهرداری ۴۰ میلیون دلار پول خرج کرده که خیابون‌ها رو تمیز کنه حالا تو ونکوور یک هزارم این برف اومد همه شهر بهم ریخته بود. در ضمن تو تورنتو و کلگری همه خونه‌ها پنجره‌های دو جه داره حسابی‌ دارن و وسایل گرمایشی مرکزی درست و حسابی‌. برا همین وقتی‌ تو آپارتمان هستی‌ اینقدر گرمه که نگو و از لحاظ مالی هم چون تو شارژ ساختمون حساب میشه بهتون فشار نمیاد. ونکوور خوب اصلا به اون سردی نمیشه ولی‌ دوجه داره پنجره‌ها اصلا به اون خوبی‌ نیست و یه زره هوا سرد میشه سریع تو خونه احساسش میکنی‌ (ما دو سال پیش ای سی‌ مون سه روز خراب بود اولش فکر کردیم مال کّل ساختمونه برا همین واستادیم تا درست کنند بعد که فهمیدیم فقط مال واحد ماست به صابخونه خبر دادم که بیاد درست کنه گفت وای همین الان یکی‌ رو میفرستم گفتم نه ما امشب کار داریم فردا یکی‌ رو بفرست چون اصلا سرما رو حس نمیکردی) حالا اینجا ۱۰ دقیقه شوفاژ رو خاموش میکنی‌ سریع خونه سرد میشه. در ضمن چون سیستم گرمایش مال واحده پول برقش هم با خودته قبلا این رو گفتم من تو تورنتو هر دو ماه ۶۰ دلار پول برق میدادم این دو ماه گذشته اینجا ۲۸۰ دلار پول برق برا ما اومد. فقط هم بخاطر اینکه مامان اینای مهدی اینجا بودن و شوفاژمون همش روشن بود.
یک آه عمیق کشیدم می می جون !!! امیدوارم !!! چیزی نمیتونم بگم . من تمام توانم رو بکار گرفتم و فعلا " اینجا هستم !!!
در تایید صحبت های نسیم ، من کامنتی گذاشته بودم که این نی نی سایت دیوانه آپلودش نکرده . زمستان تورنتو بجز دیروز که راستی راستی یک جور دیگه بود ، برای منی که 10 سالی بود کرج زندگی میکردم ، چیز خاصی نبود . من شنیده بودم اینجا تا دو ماه از شدت برف زمین رو نمیشه دید ، ولی بجزدیروز ، اصلا " این اتفاق نیفتاده . چون به محض شروع بارش ماشین های نمک پاش و برف روب میان توی خیابونها و پیاده رو ها مشغول میشن ولی دیروز دیگه برف روبی جواب نمیداد . با این وجود از 8 شب که برف بند اومد ، همچنان به کارشون ادامه دادن و 10 شب اسفالت خیابون معلوم بود .
البته بگم ما 700 متر با ایستگاه مترو فاصله داریم ، برای مدرسه نلیسا سرویس داریم . برای همین اولین زمستون رو بدون ماشین نسبتا راحت گذروندیم . اینجا برای اینکه سرویس مدرسه داشته باشی ، باید فاصله خونه تا مدرسه از 1.7 کیلومتر بیشتر باشه . یعنی برای 1200 متر بهت سرویس نمیدن و یقینا در هوای 15 درجه زیر صفر 1200 متر پیاده روی با بچه 4 ساله با 100 متر خیلی فرق میکنه . الان برای روزهایی که هوا خیلی سرد بود ، همون 100 متر راهی که از سرویس تا خونه رو باید پیاده برمیگشت ( چون صبح ها سرحاله و به عشق school bus خودش میدوه که برسه به سرویسش ، ولی عصر ها عموما " خسته است و حال نداره راه بیاد ) ، با کالسکه میاوردیمش که خیلی یخ نکنه .
ولی واقعا " اینجور نبود که خیلی غیرقابل تحمل باشه . یا اینکه بدون ماشین نشه زمستون رو گذروند . رفت و آمد ها محدودتر میشه ولی غیر ممکن نیست .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز