آخه شما دیپلمت هم تجربیه.اصلا ربطی به هنر نداره.مگر اینکه بری کالج که اونم به این راحتی ها نمی تونی ویزای تحصیلی بگیری چون پذیرشی نداری از اوون سمت گلم.
من گفتم دیپلم تجربی میتونی لیسانس هنر بخونی سما جون ربطی به پی ار نداره قانون دانشگاه هستش ما یه فامیلی داریم که با دیپلم ریاضی پارسال با ویزا دانشجویی اومده هنرهای تجسمی میخونه و فقط ازش نمونه کار خاستن برا اینکه قبولش کنن هیچ پیش نیازی هم بهش نخورده مدرک ایرانش رو کامل به عنوان دیپلم قبول کردن و سال اول دانشگاه نشسته تو رشتهای هنری نمونه کار براشون مهم تر از نوع دیپلمت هستش ولی از لیسانس به فوق فرق میکنه حتما باید لیسانس به فوق ربط داشته باشه ولی بدون پی ار هزینه دوره لیسانس خیلی بالا میشه این دوسته ما نزدیک ترمی ده هزار دلار داره میده (خیلی خانواده پولداری هستن من موندم این همه پول از کجا میارن) بعد تو دوره لیسانس خیلی به دانشجو های خارجی بورس تالق نمیگیره اجازه کار کردن هم ندارین یعنی واقعا باید یه بابای پولدار باشه که ازت حمایت کنه .
زری جون اکثر دوستان یا از طریق سرمایه گذاری دارن میان یا از طریق skilled worker من هم که الان 11 ساله اینجام 16 سال پیش که هنوز خیلی ساده میگرفتن پدرم برا کل خانواده تقاضا مهاجرت کردن
سما باید از دانشگاه پذیرش بگیرین اول بعد با پذیرش دانشگاه باید برین سفارت و مدارک مالی نشون بدین و از این داستان ها. به نظر من که لیسانس پذیرش گرفتن راحت تره. چون باره فوق باید شما یک استاد رو راضی کنین که حاضر بشه شما رو بگیره ولی باره لیسانس باید سیستم کلی دانشگاه قبولتون کنه. بعد از اینکه درس هم تموم میشه یک مدت وقت دارین که اینجا کار پیدا کنین (مطمئن نیستم 6 ماه هستش یا یک سال) بعد هم که کسایی که اینجا درس خوندن حتی اگه رشتشون تو لیست skilled worker نباشه میتونن برا مهاجرت اقدام کنن ولی خوب میگم که هزینه لیسانس خیلی بالاست معمولا هم از بورس خبری نیست باید ترمی هشت تا ده هزار دلار خرج کنین برا همینه که همه میزارن برا فوق چون اون موقع میتونن بورس بگیران یا اگه تو رشتیی باشن که تز داشته باشه که اصلا حقوق میگیرن برا همین هزینه خیلی پایین تر هستش شوهر من هم دانشجویی اومده اینجا البته از دوره فوق لیسانس بعد که فوقش تموم شد رفت یه فوق دیگه گرفت که نندازانش بیرون تا مهاجرتش درست شه ( فوق دومش تو دانشگاهی بود که من بودم به نفع من شد مگرنه الان از ارشان خبری نبود)
ماریا من و خالم همون روز قرار بود بریم Eaton centre بعد آخرین لحظه قرار شد بریم yorkdale چون من میخواستم pottery barn kids رو ببینم. وقتی برگشتیم خونه و خبر رو شنیدم حسابی کف کرده بودیم که نگاه کن کار خدا رو اگه آخرین لحظه من نظرم عوض نشده بود ما اونجا بودیم من میتونستم جای اون زن بارداره باشم