بچه ها از دیشب حالم خیلی بده
دختر شیرخوارم چن روزه مرتب نق میزنه.خودمم بعد از زایمان تازه دو روزه پریود شدم.وحشتناک خونریزیم زیاده.کمخونی هم دارم دیگه بدتر.از اینور هم دو تا از دندونام بشدت درد دارن.باید عصب کشی بشن.که فعلا بخاطر شرایط مالی دارم دردشو تحمل میکنم.
دیشب از ۸شب دخترم یکسره نق میزد.گریه های وحشتناک.منم دیگه سرگیجه گرفته بودم.شوهرم قبلش زنگ زد گفت امشب با دوستامم.دیر میام.منم اونموقع هنوز دخترم تا اینحد بدقلق نشده بود.ولی شوهرم عصر که رفت دید حالم خوب نیست.و میدونست چن روزه بچمون همش نق میزنه.
منم با عصبانیت بهش گفتم باشه برو.و قطع کردم.دوباره خودش زنگ زد گفت من چرا وقتی میخوام با دوستام باشم تو به هم میریزی؟من کی انقد با دوستامم؟
منم گفتم فکر کن من توی این چن سال یه بار شده با دوستم برم بیرون؟و قطع کردم.
دیگه دخترم شروع کرد گریه های شدید.یکی دو ساعت تحمل کردم.دیدم خوب نمیشه.پسرم زنگ زد گفت بابا آحی خودشو کشت خودتو برسون.گفت باشه.ولی نیومد.دوباره بعد از نیمساعت زنگ زدیم بهش دیدیم دوباره توی جمع دوستاشه.دوباره گفت باشه.و گوشیشو خاموش کرد.بعد از مدتی زنگ زدم به دوستش گفتم به آقای ما بگو لطف کنه تشریف بیاره خونه.دخترش حالش خوب نیست.دوباره نیومد شوهرم.
اعصابم دیگه خط خطی شده بود.دیدم ساعت ۱۲شب برگشته.بوی مشروب ازش میاد.منم کردمش داد و هوار.گفتم چی ازبچت مهمتر بود؟اونم میگفت شما دروغ گفتین که حالش بده.توی این موقع دخترم باز نق نقش شروع شد و چنان گریه هایی میکرد که دیگه نفسش بالا نیومد.خودشم دست و پاشو گم کرد.بعدپررو به من گفت ببرمش بیمارستان ببینم امشب چه بلایی سر این دختر آوردی.