ژیلوان من یه دوره فشار روحی _روانی زیادی روم بود
پرخاشگر و عصبی و فوق العاده تحریک پذیر شده بودم
دو تا از دوستای صمیمیم به خاطر سرطان خون با فاصله کم
فوت شده بودن و فاصله چند ماه بعدش دوتا پدر بزرگم و یکی از مادر بزرگام فوت شدن
توی مدرسه معلم شیمی مون خیلیییی خیلیییی اذیتمون میکرد
و بعدش اون زمان دامپزشکی دانشگاه تهران که هدفم بود رو قبول نشده بودم
از اطرافیان گرفته تا همسایه 😨طبقه بالا و پایین (این تیکه رو جدی گفتم ) با حرفاشون واقعا روی اعصابم راه میرفتن
توی اون وضعیت اصلا اصلاااا حالم خوب نبود
با توجه به نوع شخصیتم
یه آدمه عصبی و پرخاشگر شده بودم
فوق العاده تحریک پذیر (یه بار همون زمانا با یکی دست به یقه شدم )
از طرفی میلم به زندگی کردن کم شده بود مثلا مثل گذشته ها پایبند برنامه های روزانم نبودم (یه کاری مثل دوش گرفتنم برام سخت بود)
خودمو دوست نداشتم و از خودم بدم میومد
و موفیقت هامو نمیدیم
و....
هرچند اون روزا گذشت و الان حالم خوبه
همه آدما داخل این جور موقعیتها میوفتن اما فقط یک دسته پیروزن اونایی که میدونن راه حلش فقط" گذشت زمانه" به علاوه "قوی بودن" خود اون آدم
آدم هایی که قوی نیستن همیشه داخل این بحران میمونن و ازش خارج نمیشن و فکر میکنن که این قسمت های تلخ زندگی فقط برای اونا اتفاق افتاده
اون موقع ها هر شب یک ته استکان
عرق" بهار نارنج"میخوردم که واقعا آدمو آروم میکنه
هر وقت احساس کردی زورنج شدی و زود عصبانی میشی
این عرق بهار نارنج خیلی بهت میتونه کمک کنه .☺
یک دوره هم قطره هایپیران (قطره ضد افسردگی )
که گیاهیه استفاده کردم که اونم خوب بود .