دیروز حس کردم یکی در میزنه به حنا گفتم مامان بشین ببینم کیه تا رفتم تو حیاط دیدم از دیوار خونه همسایه یه مو زرد بدون روسری بلوز شلوار رو دیواره ترسیدم اومدم فرار کنم گفت منم خانمم خلاصه گفت من همسایه کناریتونم چهار ماهه با شوهرم ازدواج کردم دخترش سر ارث منو زده در رو هم رو من قفل کرده رفته گفت بیا کیف منو بگیر گفتم شرمنده دستامو مثل نقی معمولی گرفتم بالا گفتم من نمیام خودت بنداز تا اومدم به خودم بیام پرید تو حیاط
من كه باور نميكنم . يه زن معتاد اصلا صبر نميكنه بگه زنگ بزن 110 بياد . اگر مواد و وسيله ي مواد كشيدن همراهش باشه همچين برات چاقو ميكشه كه خودت براش فرش قرمز پهن كني بگي بفرمائيد بريد خانم محترم . تازه اگر شيشه اي باشه سر از تنت جدا ميكنه و ميره .
من كه باور نميكنم . يه زن معتاد اصلا صبر نميكنه بگه زنگ بزن 110 بياد . اگر مواد و وسيله ي مواد كشيدن ...
بخدا خانمی خودش گفت زنگ بزن صد و ده وقتی هم صد و ده اومد شده بود طرف معتاده اون زنه هر چی میگفت این وسایل جرم نیس میگفت نه به من گفتن بیا بگو زن معتاده ما رو زده گفتم من ناحق حرف نمیزنم زن معتاده میگفت از بس دو روزه کردنم تو اتاق زدنم برم از دست اینا خلاص بشم