2789
عنوان

دزد

220 بازدید | 25 پست

دیروز حس کردم یکی در میزنه به حنا گفتم مامان بشین ببینم کیه تا رفتم تو حیاط دیدم از دیوار خونه همسایه یه مو زرد بدون روسری بلوز شلوار رو دیواره ترسیدم اومدم فرار کنم گفت منم خانمم خلاصه گفت من همسایه کناریتونم چهار ماهه با شوهرم ازدواج کردم دخترش سر ارث منو زده در رو هم رو من قفل کرده رفته گفت بیا کیف منو بگیر گفتم شرمنده دستامو مثل نقی معمولی گرفتم بالا گفتم من نمیام خودت بنداز تا اومدم به خودم بیام پرید تو حیاط

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

از ترس داشتم سکته میکردم هر چی به بچه ها گفتم برید تو اونام نرفتن از هیکل زنه مشخص بود معتاده گفت برم بالا تو خونم گفتم بدار شوهرم بیاد با ترس زنگ زدم شوهرم اونم تا اومد شروع کرد فحش دادن به زنه

چه ترسناک

اصلا نباید اجازه میدادی بیاد تو حیاطت چه جرئتی داری

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ   سوره بقره آیه ۱۸                       ((لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ)) 

هر چی زنه میگفت معذرت میخوام شوهر من ول کن نبود شوهرم گفت من همسایه رچ میشناسم چرا دروغ میگی من گفتم زنگ میزنیم صد و ده گفت بزن خلاصه یه دفعه همسایه با شوهرش اومد تو حیاط حمله کردن رو این زنه معتاده شوهره نمیزد زنه افتاد روش مشت میزد تو سرش میگفت بد کردم جا دادم بهت ازم دزدی کردی 

اونم میگفت گواهی سلامت باید بیاری بند لباسمو کندن فحشای رکیک میدادن هر چی به صد و ده زنگ میزدم نمیاومدن اینه زنه وحشیتر حمله میکرد رو معتاده گفتم از خونه من برید بیرون من ابرو دارم ول نمیکردن تا صدو ده اومد کیف معناده رچ باز کردن تو وسایل مواد کشیدن و کاندوم بود به شوهرم گفتن شاکی هستی گفتم برو اما پا ترسی بهش بده دیگه نیاد شوهرم رفت عصرش قرار بود برن قاضی کشیک که شوهرم گفت من رفتم به زنه رضایت دادم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز