2777
2789
عنوان

خانوما

60 بازدید | 8 پست

به نظرتون بیخیال این حرف یشم یا نه

هفته پیش نزدیکای غروب رفتیم خونه پدر شوهر در مورد بیمه حرف میزدیم که گفتیم باید این ماه دوباره برم امتحان چون دفعه پیش رد شدم‌ اونم برداشت گفت تو وحشی هستی پسرم ادمه خدا کنه دخترش بهش بره منم نخواستم بیحرمتی کنم گفتم عمو دستت درد نکنه حالا من حیووون شدم شما ادم چند دیقه ای بحث کردیم در اخر به شوهرم گفتم پاشو بریم (عمومم گفت چه زود خودشو ناراحت میکنه بشین سرجات ) اونم گفت بشین مجبور شدم سکوت کنم اما واقعا اشکم دراومد داشتم تا اخر شدم تو دلم گریه میکردم بعد یه شب به شوهرم گفتم چرا حرفی نزدی هیچی نگفت به نظرمم خودشم فهمید اشتباه باباش بوده اما دیگه دوس ندارم قیافه باباش رو ببینم اخه هیچ بی احترامی تا بحال باهاش نکردم میخواستم بگم اگه جرات داری با بقیه عروسات این جوری حرف بزن چون از غریبه ها میترسن

با بقیه پسراش که نمیتونه حرف بزنه یعنی هر کدوم دنبال کار خودشونن وبه حرف این اهمیتی نمیدن وجواب میدن 

این قد خورد شداعصابم به اقام گفتم هر هفته میگی پاشو بریم پیششون تنهان وبه کمک احتیاج کارن گناه دارن 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شوهرتم صاف صاف ایستاد چیزی نگفت ! ب خدا من بودم ب شوهرم کاری نداشتم میگفتم بمون  خودم راهمو م ...

اره هیچی نگفت دلم میخواست بگم اینم بچتون من میرم بزار پیشتون بمونه در این حد داغون شدم به نظرتون چه رفتاری باهاشون داشته باشم

اره هیچی نگفت دلم میخواست بگم اینم بچتون من میرم بزار پیشتون بمونه در این حد داغون شدم به نظرتون چه ...

هموم میگفت بزار بابات بیاد اینجا بهش نیگم دخترت ناراحت شده حالا خودم دو دلم به خونوادم بگم یا نه اخه دوس ندارم ناراحت بشن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز