امروز وقتی خواب بودم بهم زنگ زدن و کفتن یه پسر جوون از فامیلامون مرده همسرم اینو گفت جوونی که تحتمال میدن خودکشی کرده باشه😭😭خیلی دلم سوخته من کلا چند بار ندیدمش ولی اون پسر بخاطر اختلاف با خونواده ش تنها زندگی میکرد شاید اگه تنها نمیبود نمیمرد شاید وقتی امید میداشت خونواده شو داشت یه جوون سی ساله مجرد چقدر باید از زندگی نا امید باشه که بخاد بمیره😔😔😔😔
رادینم..پسرمامان هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر شیرین مثل تو داشته باشم از وقتی اومدی دنیای مامان قشنگ شد عشق کوچولوی من مرد کوچیک مامان...😍❤نازگلم قلبمی معجزه کوچولوی من دختر قشنگه مامان❤ربان گوشه ی عکست...حق من این نبود عکستو بااون ربان مشکی ببینم داداشی😔😭🖤 پادشاه زندگی من جایی همین نزدیکی ها مشغول تلاش است...کم می خوابد. استراحتش کم است.دستان مردانه اش را که حکمتش را نمیدانم چرا آرامش بی پایان دارد.پادشاه من خسته میشود اما خستگی در میکند از من...آغوشش از جنس خواب است بی هوا هم که بغلش کنی چشمانت بسته میشود از آرامش بی حساب...چه افتخاریست خانمی کردن برای چنین گوهری...چه برکتیست که خستگی اش با من در میشود...به خودم میبالم که از وجود من لذت میبرد... دستانم خالیست. چیزی برای عرضه ندارم. اما تا آخرین شماره های نفس هایم قدر دان توام..قدردانم که پادشاه من بهترین مرد زمین است...لمس قشنگیست واژه خوشبختی و من خوشبخت ترینم با تو❤همین که از عمق وجود میدانم دوستم داری برایم کافیست...