نه اخه ما خیلی مشکل داریم
خانواده ی من به شدت مخالف هستن
منم هر کاری کردم راضی نشدن
گفتم ببینیدش بعد بگید نه
خلاصه من وابسته تر شدم چون میدیدم میگه تو رو خدا خانوادتو راضی کن یه بار منو ببینن شرایطمو براشون توضیح بدم(یه عقد ناموفق داشت کوتاه چند سال پیش)
منم دختر سطح بالایی هستم از هر لحاظ
خانوادم دیگر نذاشتن برم سرکار تا یادم بره ینی بینمون فاصله بیافته
اما روز اخر انقدر گریه کرد و اینا
تا علاقمون بیشتر هم شد با
اینکه همو کم میبینیم
داشتم بهش میگفتم اگه زنگ زدی به بابام (برای بار دوم )باز قبول نککرد
من بیام سرکار اذیت میشی
گفت بیا من دوست دارم
قبلا بهم گفته بود یا جای منه یا جای تو
اینو که بهش گفتم گفت نیا هرجوردوست داری
منم قهر کردم گفتم دیگه نمیخوام باهات صحبت کنم و ببینمت