خیلی جیگرمو خون کردند اگر بگم میدونم همتون به حالم گریه میکنید حتی پدرشوهرم یک بار کتکم زد شوهرم اوایل پشت اونا بود خانوادم ساکن تهران منم همش پنهان میکردم اگر ظرف نمیشستم متلک و فحش خواهرشوهرا.من تو اتاق نشسته بودم اوج تابستون کولر رو خاموش میکردن کنترلشم قایم میکردن صدام در میومد میگفتن برق گرونه حرف میزدم کتک از شوهر.جرات نداشتم شوهرمو صدا بزنم یا حتی دست به بچم بزنم.همه رو خلاصه میگم که نگید قطره چکونی میگه خیلی دلم انتقام میخواست یک بار دخترم پی پی کرد منم پوشکشو مالیم رو قالی پشت مبل و مبل رو گذاشتم روش خونشونو بو گو برداشته بود نمیدونستند از کجاست پشه جمع شده بود تا یک ماه ابروشون جلو همه رفت از ب. گو.ولی بعد خواهرشوهرم پیداش کرد بماند که قیامت شد ولی انتقام خوبی بود.
بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
" مثلا با ذوق براش حرف بزنی و هی حرف بزنی و اوج بگیری بد ببینی چشایع نازش خمارع و پلک نمیزنه ! هی دستاتو تکون بدی و یهو دستاتو بگیره و بکشونتت تو بغلش و موهاتو بزنه کنارتو آروم تو گوشت زمزمه کنه : آخه تو چقد قشنگی دلبر همونجا همون لحظه باید براش مرد🙈♥️💍من بهتون میگم تعداد مژههای پایین سمت چپش ۵۸ تاست، بعد شما میپرسی عاشقشی؟؟