خیلی جیگرمو خون کردند اگر بگم میدونم همتون به حالم گریه میکنید حتی پدرشوهرم یک بار کتکم زد شوهرم اوایل پشت اونا بود خانوادم ساکن تهران منم همش پنهان میکردم اگر ظرف نمیشستم متلک و فحش خواهرشوهرا.من تو اتاق نشسته بودم اوج تابستون کولر رو خاموش میکردن کنترلشم قایم میکردن صدام در میومد میگفتن برق گرونه حرف میزدم کتک از شوهر.جرات نداشتم شوهرمو صدا بزنم یا حتی دست به بچم بزنم.همه رو خلاصه میگم که نگید قطره چکونی میگه خیلی دلم انتقام میخواست یک بار دخترم پی پی کرد منم پوشکشو مالیم رو قالی پشت مبل و مبل رو گذاشتم روش خونشونو بو گو برداشته بود نمیدونستند از کجاست پشه جمع شده بود تا یک ماه ابروشون جلو همه رفت از ب. گو.ولی بعد خواهرشوهرم پیداش کرد بماند که قیامت شد ولی انتقام خوبی بود.