نزدیک به یه ماهه نردبون همسایه بالایی خونه ما بود همش به شوهرم گفتم ببر بده تا نیومدن زشته بنده خداها لازمشون میشه همش هی گفت امروز فردا سنگینم بود خودم نمیتونستم ببرم
خلاصه حتی سرش دعوا هم کردم باهاش
امروز صبح همسایه ساعت۸ اومده هی ایفون میزنه ایفونمون صداش نمیاذ خرابه منم هی درو باز میکردم که بفهمه صدا نمیاد اونم طفلی حزف میزذ اقاعه
خلاصه زنگ زدم شوهرم گفتم زشته زنگ بزن به شوهر همسابه بگو فلانی ایفون خرابه خانومم متوجه نشده چی میگی اگه گفت نردبون بگو از سرکار میام ظهر میارم بالا واستون
گفت نه نمیتونم زنگ بزنم بذار بگم خودش بیاد ببره گفتم خجالت نمیکشی تووو؟؟ انقد معطلشون کردی بیجاره خودش بیاد بیره تازه یه مرد غریبه بیاد داخل خونم بره بالکن نردبونو برداره ببره
گفتم خیلی تنبلی گوشیو قطع کرد
حالا حق با کیه
من چیکار کنم با این شوهز تنبل