2777
2789
عنوان

اسکرین چت دعوای منو شوهرم

13557 بازدید | 133 پست

سلام بچه ها دلم خیلی گرفته خیلی خسته شدم ازین زندگی همش میگم کاش میشد برگردم عقب و هیچوقت پامو نذارم تو این زندگی دیکتاتوری من ۲۴ سالمه و شوهرم ۳۱ اصلا باهام راه نمیا من خیلی کوتاه میام خیلی صبوری میکنم همش میگم با محبت و خوش زبونی بکشمش سمت خودم ولی دریغ از یه محبت خشک وخالی دریغ از یه عزیزم!من چرا نباید تو کاری نظر بدم چرا حق انتخاب ندارم حس میکنم یه دختر بچم زیر یه دست بابای بداخلاق و جدی!پارسال سال تحویل و شب یلدا خونه مادر شوهرم و مادر بزرگ شوهرم بودیم امسال گفتم شب یلدا پیش خانواده من باشیم گف نه دایی من زود تر دعوت کرده درصورتیکه دایی اون با دایی من همزمان دعوتمون کردن گفتم منم دلم میخوا پیش خانوادم باشم خو قهر کرد شروع کرد بیشرف بازی ک بروووو هرجا میخوای برو من نمیام من اصلا مغازم کلا نمیام انگار خونه داییت خیلیم خوش میگذره ب مامانم میگم کنسل کنه ما هیجا نمیریم ما ادم نیستیم هیچی نگفتم گفتم باشه بریم خونه ی دایی تو نمیرم پیش خانوادم حداقل اونجا تموم شد اگه خودتم نیومدی منو بذار خونه ی داییم لال شد هیچی نگف کلا عادت داره با سرو صدا و بیشرف بازی حرفشو میشونه رو کرسی 

این مال دیروز بود حالا امروز بگم چی شد 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

از اولین باری که جیغ زد تو هم باید جیغ میکشیدی بلند تر تا حساب کار دستش بیاد انقد آروم شدی که اون میدونه راه میای حرف خودش رو میزنه 

راه سختی پیش رو داری

هر روز را چنان زندگی کن ، گویا آخرین روز زندگی توست...❤️💫

خوب کردی کوتاه اومدی  ارامش خودت وپدرومادرت رو خریدی حالا شما با دعوا بری پیش خانوادت اونا خوشحال میشن نه بدتر اوقاتشونم تلخ میشد .بعد مهمونی اینور برو اونطرف یه سر بزنید


عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدایک روز صبح زود، پریدی، چه بی صداراحت بخواب، ای گل نیلوفری، بخوابما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب.............. خدا همه رفتگان خاک رو بیامرزه روحشون شاد  ممنون میشم برای شادی روح مادرم صلوات بفرستید.

دیشب شام رفتم خونه مادر بزرگم گفتم بیا نیومد بخاطر ارامش خودمو دخترم هیچی نگفتم شاممو خوردم مامان اینام بعد شام رسوندنم خونه حتی دنبالمم نیومد بعد چند هفته دو سه روز پیش مریض بودم مامانم گف حال نداری اشپزی نکن پاشو بیا اینجا گفتم باشه سرما خورده بودم بهش گفتم گف من نمیام بخدا بعد دو سه هفته میرفتم گفتم مریضم سرم بدنم درد میکنه ناهار نداریم باز غر زد گف میرسونمت ولی بالا نمیام ،سر راه شوهر خواهرمم سوار کردیم مارو ک رسوند دومادمون گف مگه نمیای گف نه من گفتم بیا بریم ناهارتو بخورو برو  خونه بخواب پیش اون شروع کرد دادو هوار ک من بیچارم بدبختم چیکار من داری من نمیخوام بیام الان مگه شما ب ما ناهار میدید ساعت ۴ ب ما غذا میدید نمیذاری بخوابم گفتم باشه برو من رفتم تو ساختمون دامادمون اوردش ب زور منم از ترسم پالتو درنیاوردم سلام دادم بااون حال زود رفتم سفره اینا انداختم حاضری گرفتم ک این بخوره بره اونم خورد یه ساعت نموند رفت خونه در صورتیکه خونه باباش ک میریم میشینه میگه میخنده تعریف میکنه بچه کوچیک داره خواهرش نمیذاره عصر هیچکس بخوابه اصلا غر نمیزنه ک چرا نخوابیدم ولی برامن اینجوری میکنه 

بچه ها صبور باشید دارم تایپ میکنم اخرش اسکرینامم میذارم ک مال امروزه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792