فقط دارم تایپ میکنم صبور باشیدپدرم بین من و برادر کوچیکم که باهام دوسال اختلاف سنی داشت خیلی فرق میزاشت ناز اونو خیلی میخرید ولی من نه من در بچگی یک گوشمو از دست دادم بخاطر اریون حتی گاهی وقتها ازم ناراحت میشد بهم میگفت کر من خیلی تحت فشار بودم درسم خوب بود ازم توقع داشت شاگرد اول باشم دبیرستانی که بودیم میرفتیم عروسی بدامون لباس نمیخرید میگفت ندارم با بلوز شلوار بیرون تو عروسی بودیم ....خلاصه انقدر رفتارهاش زشت بود که خواهرم که سال از من بزرگتره سیگاری شد تو دبیرستان ورفت با یک پسری دوست شد....با همون ازدواج کرد وپسره کلی ازش استفاده کرد اخرش طلاقش داد خیلی زندگی بدی داره الان