2821
2789
عنوان

شوهرم

424 بازدید | 18 پست

سلام خانومای مهربون دیشب قرار بود برامون مهمون بیاد بعد من به شوهرم گفتم بریم یک سری خریدارو انجام بدیم شوهرم چنان دادی سرم زد آخه ما تو روستا هستیم همه چیز گیر نمیاد مجبوریم از قبل کارامون انجام بدیم و توخونمون وسایل هم تموم کردیم حالا مهمونامون هم خانواده خودشون بودن دادی که سرم زد دلمو شکوند اینقدر گریه کردم بچه ها با شوهرم حرف نزدم و در مقابلش سکوت کردم بعد خودش معذرت خواهی کرد ولی هنوزم از دستش ناراحتم به نظرتون من حرف بدی به شوهرم زدم که سرم داد زد ؟؟

دوستش دارم ؛مادرم را میگویم...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

فشار اقتصادی اعصاب گذاشته واسه مردا مگه؟کلا اسم خرید میاد عصبی میشن بدبختا

حق داری تو دلت بمونه عزیزم

تقصیر تو نیس 

یجوری با مهربونی بعد تر که شد بهش بفهمون از دادش خیلی ناراحت شده بودی و دیگه اینجوری سرت داد نزنه و این حرفا


دل آدم خیلی چیزا میخواد . ولی آدم نمیدونه چیکار کنه.
فشار اقتصادی اعصاب گذاشته واسه مردا مگه؟کلا اسم خرید میاد عصبی میشن بدبختا حق داری تو دلت بمونه عزی ...

مرسی خانومی سعی میکنم 


دوستش دارم ؛مادرم را میگویم...

نه عزیزم شما حرف بدی نزدی فکر کنم زمان مناسبی رو انتخاب نکردی مردا بگیر نگیر دارن احتمالا اون لحظه شوهرت داشته به چیزی فکر میکرده یا مثلا تو سرش حساب کتاباشو انجام میداده... اما وقتی خودش از کارش پشیمون شده اومده معذرت خواهی شما هم کوتاه بیا تو زندگی از این اتفاقا زیاد میوفته ممکنه یه بارم واسه شما پیش بیاد

😎🤔
نه عزیزم شما حرف بدی نزدی فکر کنم زمان مناسبی رو انتخاب نکردی مردا بگیر نگیر دارن احتمالا اون لحظه ش ...

اومد معذرت خواهی منو بوسید منم براش میوه شستم اوردم بخوره احترامشو نگهداشتم ولی سنگین برخورد کردم تا از کارش بیشتر پشیمون بشه

دوستش دارم ؛مادرم را میگویم...
2824
2823
2791
2779
2792