منم دلم گرفته، دیگه نمیدونم چیکار کنم
روحیه ی اینکه بچه ای رو ب سرپرستی قبول کنم هم ندارم اصلا، به اسپرم اهدایی هم به هیچ عنوان نمیتونم فکر کنم
چیکار کنم پس؟ منی که دلم میخواد ثمره ی عشقمونو ببینم، باورم نمیشه که باید کلا فراموش کنم بچه رو
اوایل سختم نبود ولی هرچی میگذره سختتر میشه برام