امشب انقد دلم گرفته ک همش دارم تاپیک میزارم خیلی به حرفاتون نیاز دارم😢
میدونین نمیخوام نفرین کنم هیچوقت ارزوی مرگ حتی واسه دشمنمم نکردم ولی احساس میکنماگ مرگ اونی ک دوسش داشتمو ازموجدا کرده بود اگ مثلا مرده بود شاید دردش کمتر بود انگار وقتی طرفت فوت کنه همه ی امیدا ارزوهارو میبره ولی وقتی زندس هی ب بودنش امید داری هی میخوای بری سمتش اگرم ک بی غرور در برابرش باشی میخوای اصرارش کنی برگرده ممکنه بگین اصرار نکن ولی بیچاره دل عاشق تنها ی حرف میزنه باید بدستش بیارم بدون اون نمیشه دلم ب مرگش راضی نمیشه همین ک نفس میکشه خوبه ولی اگ شاید با مرگ از دستش داده بودم زخمش راحتر خوب میشد
ازتون میخوام برای دلم دعا کنین ک خدا صدامو نمیشنوه خیلی از خدا میخوام مهرش بره بیرون ارامشم برگرده ولی انگار قرار نیس از دلم بره😭