من سه ماه عقد بودم برای اولینبار رفتم خونه مادر شوهرم فرداش خاهرشوهرم منو برد بیرون سرراه بهم نگف بردم تو ی مطب ی ماما اونجا بهم گف منم ازاتاق بیرونش کردم پرو ناراحت شده بود..تقریبا ی هفته بعدش اینا ازم خون اومد چن قطره شوهرم گف حتما بکارتت واینا ولی نبوده بهم تبریک اینا گف بعد دوماه عروسی کردیم مامانش پارچه هم خاست ازمون😐