ما دخترا خیلی بدبختیم که بخاطر کلی محدودیت نمیتونیم حتی همسر رو از نظر جنسی بشناسیم من دوران عقد هستم ناخواسته پرده م آسیب دیده الان روز خوش ندارم ... چرا باید زندگی اینطوری بگذره چرا مردا راحت بدون بازخواست .... لطفا در موردم بد فکر نکنید دلم خیلی گرفته بود
من سه ماه عقد بودم برای اولینبار رفتم خونه مادر شوهرم فرداش خاهرشوهرم منو برد بیرون سرراه بهم نگف بردم تو ی مطب ی ماما اونجا بهم گف منم ازاتاق بیرونش کردم پرو ناراحت شده بود..تقریبا ی هفته بعدش اینا ازم خون اومد چن قطره شوهرم گف حتما بکارتت واینا ولی نبوده بهم تبریک اینا گف بعد دوماه عروسی کردیم مامانش پارچه هم خاست ازمون😐
حالا بین خودمون بمونه ما فقط هشت ماه عقد بودیم تب شوهرم خیلی تند بود😁😁😁مادرشوهرم میگفت ازاون روزی ک اومدن خ. نه ما منو دیده بود حالش بد بود هی غصبی بوده همشم گفته اگ قبول نکنن چی چرا زنگ نمیزنی کی زنگ میزنی کی میریم حتی نذاشت سلیقه بخونیم گفت نه عقد🤨اول فک کردم مشکل داره بعد فهمیدم آقا چی میخوای 🤣🤣🤣ای خدا چقد زندگی باحال بوداااا