میدونستم وقتی خونه نیستم ی غلطایی میکنه ولی خودمو زده بودم ب کوچه علی چپ
امروز ازصبح بم زنگ زد ک ظهربرو استخرعزیزم
دوباره زنگ زدتاکید کرد وگف ساعت دقیق رفتنتو بم بگو جوری ک شک کردم ولی شیطونو لعنت کردم ومنه خاک برسر منه احمق برداشتم رفتم
اما ایندفه ک برگشتم اثارجرمش خیلی ضایه بود
من درو دوبارقفل میکنم دیدم سه بار قفل شده
چراغ سمت راست هال روشن گذاشته بودم برگشتم خاموش بود
پتوی تخت کج شده بود ......