دخترداییم میخواد با یه پسری ازدواج کنه که ظاهرا خیلی خوبه. از همه نظر خیلی باهم سنخیت دارن و بهم علاقمندن و تو دوره ی آشنایی و تحقیقات بعد اون، همه چیز مناسب و اوکی بوده... منتها پسره از اول یه شرط گذاشته و اون مهریه ی 14 تا سکه است. دخترداییم اولش قبول کرده بود و فکر میکرد این قضیه درصورت اوکی بودن بقیه ی موارد چیز خیلی مهمی نیست، اما دخترداییم با یه مشاور که صحبت کرده تو دلش شک انداخته که این میزان مهریه کمه و از آقا بخواه زیادش کنه، اگه تو رو بخواد زیاد میکنه و علت اینکه این تعداد میخواد مشخص نیست و .... دخترداییم از پسره اینو نخواسته ولی چون اول آشنایی پسره این شرطو گذاشت و دخترداییم قبول کرد. الان کلا تو وضعیت سردرگمی هستش. ما هم نمیدونیم چی بهش بگیم. خونوادشم تصمیم رو به خودش سپردن
اگه اول قبول کرد و الان بخواد زیادش کنه، پسره فکر میکنه ایشون ثبات شخصیت نداره، یه چیزی میگه بعدا پشیمون میشه!
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اشکالی نداره مهریه ۱۴تا سکه اما شرایط دیگه رو اضافه کنه از طرفی اگه واقعا پسر و خانوادش خوبن مشکلی نیس چون مهریع زیاد هم وفانکرده و پشتوانه زندگی نیست واقعا من خودم ۸۰۰تا مهریم بود ازدواج اولم ولی وقتی داشتک عذاب میکشیدم همشو بخشیدم و یه چیزیم از جیبمون دادیم و خلاص شدیم
فکر کنم ۱۴ تا با نصف اموال در زمان جدایی بهتر باشه
البته تو خانواده ما بد میدونن کسی از اول کار شرایطی از طلاق رو بگه
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
فکر کنم ۱۴ تا با نصف اموال در زمان جدایی بهتر باشه البته تو خانواده ما بد میدونن کسی از اول کار شرا ...
نصف اموال چیز بیخودیه. چون بغیر از یه خونه و یه ماشین مال اضافه ای داشته باشه نصفش رو میدن . اونم اموالی که بعد از ازدواج بدست آورده. تموم وکلا میگن حق طلاق خیلی مهمه