پنج شنبه حالم خوب نبود اومد خونه منم غر زدم که از تنهایی خسته شدم دیگه
گفت چکار کنم بمونم کنارت اما گرسنه بمونیم منکه برای خوش گذرونی نمیرم
یه لحظه دلم سوخت براش دیگه حرفی نزدم
عزیزم اگه ما تنهایی میکشیم عوضش تو خونه جای گرمو نرم داریم تلوزیون گوشی باهامونه اما شوهره من باید با هزارتا کارگر سره کله بزنه تو سرما .تو هم درکش کن که تنهایی میکشی اونم داره سختی کار میکشه