ما دوستیم از اولم قصدمون دوستی بود اون موقع ک اشنا شدیم 16 سالم بود من خانواده اونو میشناختم اون منو نمیشناخت اما تو یه خیابون بودیم و حدودا 14.15کوچه فاصلمونه خب چند ماه گذشت حدودا سه چهار ماه بعد پیشنهاد ازدواج داد همو ندیده بودیم هنوز فقط یبار اومد از دور تو راه مدرسه منو دید اونم بعد کلی اصرار قبول کردم قبلش دوست پسر داشتم دو تا اما فقط چند روز در حد چت بود و تمام و نمیخواستم با اینم ادامه بدم حوصله هیچکسو نداشتم اونم میدونست همه اینارو اما بازم قبول داشت و پیشنهاد خاستگاری داد اما من قبول نکردم چون اختلاف طبقاتی داشتیم اونا خیلی پولدار نبودن ما کم دست بودیم اما خداروشکر میگذشت چون مامان اون تو فکر پس انداز و خونه زندگی بوده مامان من ب فکر تفریح و لباس و اینا ناراحت نیستم چون حسرت مالی تو زندگیم ندارم اما اون اقا چرا چیزای زیادی تو دلش هست ک براش انجام ندادن حالا بگذریم من با پیشنهادش مخالفت کردم چون میدونستم خانواده ش حتما مخالفت میکنن
😆😆😆واسه گوشی گریه میکرد ? 😐اونوقت دوست پسر من بهم گفت من هر چی خاستم بدست اوردم مهاله ک تو رو ن ...
بابا من خودم 23تا عشق داشتمممممم 😂😂😂😂اخرم شوهرم یه تار موش میارزه همشاینا همش بچه بازیه بابا با اعصاب روان بازی میکنن مگه بیکاری اینجا ایرانه فیلم هندی نیست بگو یک کلام ختم کلام بیو خاستگاری بگیرم ببرم الکی وابستگی پیش نیاد وگرنه کات کن به دوتا قسم هم نیست و اینا بلدن ب نظرم کات کن
قرار بود ک این تابستون بعد کنکور نامزد کنیم ک قبول نشدم اون میگفت تو قبول شو دانشگاه هم خواستی نرو فقط ب خاطر خودت میگم ک فردا خانواده م در نبود من چیزی نگن ناراحتت کنن میخوام حس کنن تو از اونا سر تری ولی قبول نشدم و یه مشکلی پیش و اومد و اینا تا چند هفته پیش یه دعوای شدید باهش کردم درباره بلاتکیف بودنم اینم بگم ک من ناخواسته تو رابطه با این اقا دختر بودنمو از دست دادم سرزنشم نکنین ک خودم میدونم چ اشتباه بزرگی کردم حالام من محکم ب درسم چسبیدم و زرنگم هستم ب امید خدا ب قول نورالدین ب امید حق علیه باظل امسال قبول میشم حتما اون اقا هم کار نداره و کارش هم تا بعد از عید 99 درست نمیشه و هنوز ارشدم نگرفته برا کارش لازمه و کلا سر کار خوب نمیره تا 3.4سال دیگه منم فعلا نمیتونم جهیزیه بگیرم تا وقتی برم سر کار
حالا ب سرم زده بهش بگم جدا شیم هر وقت اومدی خوش اومدی نیومدی هم نیومدی بیخیال اما اگه کسی اومد با این شرایط منو قبول داشت شاید باهش ازدواج کنک چون دوساله منتطر تو موندم دوستان واقعا خوبه این اقا چواسم تلاش کرده زیاد خوبی و پیشرفت منو میخواد مه برو سر کار تا کمک خرج خانواده و باعث سربلندی مادرت باشی تا خانواده منم بهونه ای نداشته باشن
بابا من خودم 23تا عشق داشتمممممم 😂😂😂😂اخرم شوهرم یه تار موش میارزه همش اینا همش بچه بازیه ب ...
ن دوسش دارم همه جوره کنارمه هیچی کم نزاشته چرا کات کنم منم خیلی اهل ازدواج نیستم هنوز عقلم قد نمیده چرا بگم بیا خاستگاری وقتی میگم ک از تصمیمم مطمئن باشم ب نظرم اشتباهه محضه ک ب دوست پسرت هنوز هیچی نشده بگی بیا خاستگاری باید کاملا با اخلاق هم اشنا بشید ک اصلا میتونین زیر ی سقف همو تحمل کنید یا ن؟بعد یکو نیم سال تازه اخلاقاشو فهمیدم هنوزم ن کامل چرا ریسک کنم حالا اومدیم گفت میام چجوری جمش کنم وقتی نمیخام؟