دیگه خسته شدم از زندگیم ۲۱ سالمه همش چشام گریونه دلم میخاد یکم مثل بقیه میتونستم شاد باشم چند روز دیگه بخدا خودکشی میزنه به سرم ولی باز خودم به اون راه میزنم دعا کنید شب بخوابم دیگه پا نشم
مهربونی کردم میگم بابات پیره تو محلش نذار افتاده به جونم میگه تو کم طرفداری بابام بکن
خب وقتی عصبیه اینطور میگی فک میکنه طرف باباشی،شما نه آتیش بسوزون نه طرفداری باباش کن ،سعی کن بگی درکت میکنم وناراحت نباش وازین حرفا.بعدا اروم شد حق اگه با باباش بود بگو