2777
2789
عنوان

محض خنده

| مشاهده متن کامل بحث + 650 بازدید | 67 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

آهاااااااا يادم اومد يبار با دوس پسرم ك الان شوهرمه رفتيم سفره خونه ينى اولين بار بود ميرفتيم باه ...

همین خنگ بازیارو در اوردی گرفته تو رو دیگه😆

بهاری که خزان شد...بهارِخزان(بخزان)

حالا ی بار با دوستم داشتیم از مدرسه برمیگشتیم تو دستمونم اب انار بود دوتا پسر سرکوچمون بودن اقا تا رسیدیم ب اینا یکیشون گفت خخخخخخخ تف کرد جلو پامون😐 ی نگاه ب پسره کردیم 😐ی نگاه ب اب انار😓 انداختیمش تو جوب رفتیم 

کاری ب اینکه من دیگه اب انار خوردم ندارم😐

همون پسر چندوقت بعد ننشو فرستاد خواستگاری😐 

حالا ی بار با دوستم داشتیم از مدرسه برمیگشتیم تو دستمونم اب انار بود دوتا پسر سرکوچمون بودن اقا تا ر ...

این قسمت  خخخ توفِ بخت باز کن

بهاری که خزان شد...بهارِخزان(بخزان)
😂😂😂 بخدا نمیدونم پیش خودش چی فک کرده بود ک قبولش میکنم 😐

میخاسته ببینه خسیسی یا دست و دلباز بعد راه دیگه ب ذهنش نرسیده😆😆😆😆😆😆😆

بهاری که خزان شد...بهارِخزان(بخزان)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز