2777
2789
عنوان

دیروز دلم خیلی برای جاریم سوخت

1342 بازدید | 39 پست
افطار خونه شون بودیم خونه بالای واحد ا زندگی میکنن ما دو خوابه ایم اما اونا پدر شوهرم بهشون یه خوابه داد
بیچاره خیلی جاش کوچیکه تماااااااااااااااااااااااااام وسایلش مثل تخت کمد پاتختیاش رختخواباش آینه آرایشش چوب لباسی بزرگش قفسه کتاباش چمدوناش هممممممممممممممممممممممه رو تو اتاق 10 متری جا داده رفتم نماز بخونم جا نبود سجده کنم انقدر خجالت کشید گفت بچه دار هم نمیشم چون جا براش ندارم پول هم ندارن جابجا بشن خییییلی دلم سوخت هال و اشپزخونه شم خیلی تنگه به خونه خودم امیدوار شدم حداقل دو تا خواب دارم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میخواستن بیان تو واحد روبرویی ما که دو خوابه اس ولی پدر شوهرم قبول نکرد گفت باید اجاره بدین البته ما هم الن داریم اجاره میدیم
به نظر من تقصیر خودشم هست ناید جهاز به اییییییییییییین کاملی میاورد
انشاء اله که جای بزرگتر می گیره
خدا کنه همه مشکلا کوچیک بودن خونه باشه .... اینقدر مشکلات بزرگتری هست
بازم خدارو شکر کنه که مستاجر نیست
عشق فقط یک کلام ،،،، مهدی (ع) .... می شه برای حل مشکلم فقط یه صلوات بفرستی ! خیلی محتاج دعاتونم ...
مطمئن باش برای پدرشوهرت اون با شما هیییچ فرقی نمی کنه و یکروز هم به اونا خونه بزرگتر می ده .
این دلیل نمی شه که جهاز کامل نیاره
ببخشید من هم مثل بعضی دوستان حس حسادت از این تاپیک استشمام می کنم!!!!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792