من خودم یه کافی نت نزدیک خونمون بود با دوستم یه مقاله ای چیزی جور میکردیم ب بهانه اون میرفتیم اونجا بماند که صاحب اونجا فکر کرد عاشقش شدم 😂نمیددنست هدف پیچوندن خانوادس دوستمم به مامانش میگفت خونه ما میاد منم ب مامانم میگفتم خونه اونام باهم بعد کافی نت میرفتیم بازار میگشتیم😆😆کار همیشمون بود
یا مثلا الکی میگفتم جبرانی دارم اما نداشتم با دوستام میرفتیم میگشتیم