2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

[QUOTE=110947556]ترکید.  خیالت راحت.  فقط من یادم نیست بچه ها اسمشون چی بود تا تگ کنم.  

آناشید چه خبر بوده تا کی بیدارین شماها من الان بیدار شدم برم حموم  بخاطر نماز دیدم ده جا صدام زدن هیشکدومم نیستن ترکیدن چه خبر بود چیز خاصی اتفاق افتاده تا اونجا میدونم که با فاطمه رو تخت دراز کشیده بودن ز با ...چت میکرد 

 خدایم برایم کافیست💗

دوستمون ز  رو با التماس آورد برا ناهار

اونم همش گریه میکرد

علی گفت میخام ناهار بخوریم بذار بعد ناهار

بعد ناهار ز خاست بره اتاق علی گفت وایسا و خلاصه صخبت کردن 

دختره گفته ما محرم بودیم 

علی هم گفته تا کجا پیش رفتین اون گفته محرم بودیم علی عصبانی میشه قندونو نیزنه تو دیوار

علی مجبورش میکنه با پسره قرار بذاره و علی میره سر قرار

بعد که علی میره دختره به دوستمون میگه که اول تابستان بندو آب داده دوستمون هم حالش بد بود علی میاد میبرتش دکتر و سرم میزنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792