ینی اون شخصی ک باید باش باشم ی کارمند پولدار و سر ب زیره که به پول اهمیت میده..ولی من عاشق مردی میشم ک بازوهاش درشته یکم فیته هیکلش و زیادی اجتماعی و شوخ وحتی گاهی سرده..کسی ک احساساتشو خوب بروز بده و توجه دخترا رو جلب میکنه همیشه..بنظرتون با این مورد دوم میشه کنار اومد؟بازیگوش نیستن؟
خب زیادی دوستش دارم اما درکم نمیکنه و نمیفهمم چونکه عاشقشم بخاطرش از همه بریدم مگه گناهه خب عشقمه اما همیشه غرورم در کنار عشقم داشتم حاضر نیستم بخاطر هیچ کس حتی عشقم جز فرزندم غرورم رو بشکنم غرورم بخاطر دخترم میشکنم همین دخملم عشق مامان و باباشه 💖💖💖
حالا شوهرمن یه ادم بدتیپ وشلخته ای بود ک هیچ دختری بهش پانمیداد منم ب زور بهش دادن الان هرکی میبینتش انگشت ب دهن میمونه میگن این همون ادمه کلا کوبیدم از نوساختمش
کاره درستو میکنی.منم باید رو خودم کار کنم ک منطقم تو انتخابم دخیل بشه..چون این مدل پسرا قابل کنترل ن ...
منم شوهرم چهرش ساده بدون اندام و اروم و کاری بعضی وقتا میگم عینش نیست با اینکه من خیلی سرزبون دارم و همه با نگاه اول تو خانواده شوهرم عاشقم شدن خیل شوخی و بگو بخند دارم
من یکی دوستم داشت عین اینی ک شما میگید. همین امشب اشک ریختم که چرا اونو قبول نکردم. من ی پسر شیطون و مد حالایی رو که فکر نمیکردم مرد زندگی بشه رو رد کردم زن یکی شدم مومن جشم پاااک واقعی و سر ب زیر و درونگرا ولی عین شمع دارم اب میشم. عملا بدبخت شدم. حس میکنم با اون بهتر بود زندگیم. حالا اون زندکی تشکیل داده پایبند همون زن و اهل کار و تلاش و تفریح. اینم منو از ی ذختر شاد و خندان ب ی زن افسرده غر زن غمگین و پیر تبدیل کرد. منم پیش خودم میگم کاش اون زمان مثل خیلیا میرفتم رد عاشقی و قرار مرار و دوست پسر و این حرفا تا سنگین و خانم وار ازدواج سنتی و این شد تهش.
چرا عزیزم؟ینی دست از شیطنت برنمیدارن؟؟نمیشه کنترل کرد؟
مسوولیت پذیر نیستند و هیچ جوری نمیشه تنیبه شون کنی چونکه زمینه اینو دارن یکی بیاد از تنهایی در بیارشون در یک کلمه خودشیفته آن
خب زیادی دوستش دارم اما درکم نمیکنه و نمیفهمم چونکه عاشقشم بخاطرش از همه بریدم مگه گناهه خب عشقمه اما همیشه غرورم در کنار عشقم داشتم حاضر نیستم بخاطر هیچ کس حتی عشقم جز فرزندم غرورم رو بشکنم غرورم بخاطر دخترم میشکنم همین دخملم عشق مامان و باباشه 💖💖💖
من یکی دوستم داشت عین اینی ک شما میگید. همین امشب اشک ریختم که چرا اونو قبول نکردم. من ی پسر شیطون و ...
حالا منم میگم کاش سنتی و خانم وار ازدواج میکردم البته اینو بگم هیچ دوست پسری نداشتم و میگم کاش دوست پسر میگرفتم تا میدونستم کی برای ازدواج خوبه پس مرد اشتباه انتخاب کردیم ربطی به سنتی و عشق و عاشقی نداره منم در کنارش کلا شادابی و خوش حالیم از دست دادم 😪😪😪😪
خب زیادی دوستش دارم اما درکم نمیکنه و نمیفهمم چونکه عاشقشم بخاطرش از همه بریدم مگه گناهه خب عشقمه اما همیشه غرورم در کنار عشقم داشتم حاضر نیستم بخاطر هیچ کس حتی عشقم جز فرزندم غرورم رو بشکنم غرورم بخاطر دخترم میشکنم همین دخملم عشق مامان و باباشه 💖💖💖
چرا عزیزم؟ینی دست از شیطنت برنمیدارن؟؟نمیشه کنترل کرد؟
همیشه که نه اما بعضی مواقع آره نمیشه کنترل شون کرد چونکه اکثر رفتارها جزئی از وجود و ذات شون شده
خب زیادی دوستش دارم اما درکم نمیکنه و نمیفهمم چونکه عاشقشم بخاطرش از همه بریدم مگه گناهه خب عشقمه اما همیشه غرورم در کنار عشقم داشتم حاضر نیستم بخاطر هیچ کس حتی عشقم جز فرزندم غرورم رو بشکنم غرورم بخاطر دخترم میشکنم همین دخملم عشق مامان و باباشه 💖💖💖
مسوولیت پذیر نیستند و هیچ جوری نمیشه تنیبه شون کنی چونکه زمینه اینو دارن یکی بیاد از تنهایی در بیارش ...
من الان شوهر خواهر شوهرم اینجوری هست عقد هستن تنها بل رفیقاش میره شمال بیرون تا اخر شب ایناقیافش بد نیست ولی اخلاق نداره ولی شوهر من اصلا دوستی نداره اونم منم هرجا بره با من میرع