2777
2789
عنوان

سحر و جادو

910 بازدید | 91 پست

سلام دوستان

چندبار تاپیک زوم اندر احوالات جاری متفاوتم.

بعد گفتم داستان نشه واسم درخواست دادم پاک شه.

تصمیم نداشتم دوباره ازش چیزی بنویسم ، اما یه چیزی تو دلم سنگینی میکنه، الان با مامانم هم حرف زدم دلم آروم نشد.

مشکل اینجاس ؛

 ما چهار تا جاری هستیم . من وسطیه هستم.تنها عروس شاغل خونواده .

مسئولیت کار و زندگی و بچه داری رو با تمام وجودم انجام میدم.

همیشه غذای گرم میذارم ، با وجود اینکه دوشیفت سرکارم اما صیفی جات و سبزیجات رو خودم بلانچ میکنم یا سرخ میکنم و فریز میکنم ،همکارام بهم میگن سخت جون.و دست گرفتن برام که جونم از آهنه. تو مهمون داریام عموما سمت خانواده همسرم که باشن سعی میکنم رسمی تر و رنگی تر مهمونی بدم ، سمت خودمم که بیان کم نمیذارم اما مثلا سه مدل غذا نمیذارم ، دو مدل میذارم .

 تنها عروس غریبه هستم که وارد خانواده همسرم شدم ، به اعتقاد همسرم من اون کسی بودم که خونواده اش کم داشت.یه ادم بی غل و غش که مهربونی کردنش جیره ای نباشه .

من اومدم تو جمعشون و الان معتمد پدر شوهرم شدم ، مادر شوهرم so-soهست واسه کارهاش ازم مشورت میخواد، کمک هستم براش هر وقت لازمم داشته باشه.حرفشو دو تا نمیکنم و همیشه احترامشون رو تحت هر شرایطی داشتم .اما اخلاقش اینه که زیاد با عروس جماعت صمیمی نشه.منم با این مسئله مشکلی ندارم.

اوایل فکر میکردم مادر دوممه، اما وقتی بهش نزدیک میشدم از رفتاراش که میرنجیدم خیلی اذیت میشدم، الان اندازه نگه میدارم .

الا پدر و مادر همسرم با جاریهام مشکل دارم.

احترام میذارم ولی سوءاستفاده کردناشون اذیتم میکنه.یه جاری دارم که هر وقت میاد شهرمون بین من و شوهرم دعوا میشه ، اگه بریم سفر دسته جمعی دعوامون میشه .دیگه کلافه شدم.

سفر زیارتی رفتیم خودشون رو تحمیل کردن بهمون ، رفتیم سفر زهرمون شد، من و همسرم دعوامون شد و قسمت بدش اینه که همسرم حق رو به زنداداشش میده.سفر رفتیم چند ماه پیش بازهم بین من و همسرم دعوا پیش اومد، فقط به خاطر زن داداشش. همسرم میبینه بدیای خانم داداشش رو ، ولی ازش دفاع میکنه و یا سکوت میکنه.که از صد تا جانب داری بدتره معناش.

همسرم میگه زن داداشم آشغاله و بی تربیته ،من احترام داداش بزرگترم رو دارم.اما واقعا نمیتونم بپذیرم.بیش از حد تحمل کردم و دیگه سِر شدم به این مسئله.

قبلا نمیذاشتم واسه خاطر یک نفر دیگه بین من و همسرم دلخوری پیش بیاد یا قهر اتفاق بیفته، اما همسرم ملاحظه نمیکنه...

https://www.ninisite.com/discussion/topic/3420196/پزشکتون-توجیبتونهراه حل همه مشکلات پزشکی روانشناسی و تغذیه همه در جیبتونه لازم نیست برای هر مشکل کوچیک برید دکتر یا دارو خانه اپ همیار  کنارتونه 

https://bit.ly/33M3RGe  : https://bit.ly/33M3RGe  : https://bit.ly/33M3RGe  : https://bit.ly/33M3RGe 

تو کَتم نمیره ، من احترام گذاشتن و ادب نگه داشتن برام واجبه ، اما ایشون سلیطه بازی و بی ادبی براش تعریف شده است.

همسرم انتظار داره من جواب بی ادبیای خانم داداشش رو ندم، و در جوابش احترام بذارم بهش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نمیدونم تو منی یا من تو. 

منم یه جاری دارم ک ایشالا خیر از زندگیش نبینه خداجوابش بده همیشه بین من و شوهرمو بحث میندازه ینی هرجا بریم ک اینام بیان بعدش تا ۱۰ روز ما تو قهر و بحثیم

بهشت آنجایی است که؛به جایِ نوشتن...آرام درِ گوشش بگویی؛تو تموم زندگیمی.  

خب نرو بیرون باهاشون ب شوهرتم بگو وقتی جوابشونو نمیدی بخاطر داداشت منم نمیتونم خودمو بی ارزش کنم مگه احترام بزرگتر نگهداشتن این شکلیه یعنی هرچی گفتن چون بزرگترن نباید از حقت دفاع کنی

بگو من دیگ‌بااون خانواده کاری ندارم خودت هرکاری دوشت داری بکن از منم توقع هیچییییی نداشته باش تا زمانیکه بفهمی منم احترام و ارزشم و از جوب پیدا نکردم شخصیتم و خورد میکنی بخاطر بزرگ‌بودن داداشت

واقعا بعضی وقتا آدم مخش سوت میکشه

ما چند وقته نقل مکان کردیم و جاری مکرمه برای اولین بار اومدن خونه مون ، بماند که اصلا به روی خودشون نیاوردن که صاحبخونه شدیم .امروز هم که اومدن با یه لبخند یک وره ،اومدن داخل و با یه صدایی که از ته چاه میومد گفت مبارکه، همین😊وسلام. با سختی خونه رو گرفتیم ، همسرم همراهی نمیکرد ، میگفت هنوز زوده خونه دار شدن، الکی زیر بار بدهی میریم، اما من زیر بار نرفتم و اینقدر تقلا کردم که بلاخره شد.

خدا رو شکر ، یه محله خوب و یه خونه نقلی که با سلیقه خودم چیدمش و برام مث بهشت شده.

اما هنوز از جانب داری همسرم اذیت میشم، عادلانه نیست، من نباید اینقدر تاوان مودبانه رفتار کردنم رو بدم این ظالمانه است.

چند روز پیش با یکی از دوستام درددل میکردم میگفت شاید واقعا سحر و جادو کرده شوهرتو

اخه غیر منطقیه رفتارای جاریم و جانب داری همسرم

سحر و جادو نیس وگرنه دائمی بود وقتی کنار کسی هستید و دعوا بینتون زیاد اتفاق میفته اون ادم چشم دیدن ز ...

امشب اومده بود تو اتاق خوابم ، من حساسم دوست ندارم کسی رو تختم بیاد دراز بکشه بچه شیر بده پوشک عوض کنه ، هر وقت خونه شون رفتم حتی تو اتاق خوابش هم نرفتم ، فقط یکبار اونهم چون صدام کرد رفتم .با کلی معذب بودن، که اون اتاق حریم شخصی ایشون و همسرشه.

ولی ایشون بدون اجازه رفت پوشک بچه ش رو رو لحاف تختم عوض کرد.

نمیدونم تو منی یا من تو.  منم یه جاری دارم ک ایشالا خیر از زندگیش نبینه خداجوابش بده همیشه بین ...

هر بار میگم نمیذارم به علاقه دلش برسه و دعوای من و همسرم رو تو جمع ببینه ، ولی واقعا دیگه نمیتونم تحمل کنم.

خب چکار میکنه ک شما دعواتون میشه مثلا

مثلا واسه همسرم با عشوه حرف میزد میگفت منو ببر موتور سواری، یا به من میگه من با شوهرت قبل تو وصلت کردم ، من بهش نزدیکترم.شوخی ناجور میکنه دست به همسرم میزنه....


خب نرو بیرون باهاشون ب شوهرتم بگو وقتی جوابشونو نمیدی بخاطر داداشت منم نمیتونم خودمو بی ارزش کنم مگه ...

شوهرم مسخ شده اس ،اصلا عجیب غریب چشم روی رفتارها و حرکات زن داداشش میبنده.

ولی به من که میرسه با تمام وجود انتظار داره احترام بذارم بهش

هر بار میگم نمیذارم به علاقه دلش برسه و دعوای من و همسرم رو تو جمع ببینه ، ولی واقعا دیگه نمیتونم تح ...

من نذاشتم تاحالا دعوامونو ببینه ولی جاری من واقعا جادوگره .خودم ب شخصه دیدم ک دعا گرفته بود برای شوهرم.یه مدت کلا قطعه رابطه کردیم خیلی خوب بود ولی الان باز دوباره هرجا شوهرم باشه تو دست و پاش میپلکه و میاد دقیقا روبروش میشینه زل میزنه بهش

بهشت آنجایی است که؛به جایِ نوشتن...آرام درِ گوشش بگویی؛تو تموم زندگیمی.  
2790
2778
2791
2779
2792