دارم میشم 24ساله.لیسانس فیزیک ازدانشگاه فردوسی ام،ارشد نرفتم چون خیلی زیر قرض رفتیم،دانشگاهم ک خرج داره....خلاصه تو خونه ام.خدایی خوشگلم،باحجاب.خانواده بیپولی ایم ولی باابرو و سالم...تاحدودی توکارشناسی دنبال شوی گشتم،موفق نشدم.خاستگارم ک یک ساله اصلا ندارم.سختگیر نیستم،ولی همونام ک میومدن غیرقابل قبول بودن زیادی....دعاونذر ک اصلا انگار باخودمون حرف میزنیم.خدا نمیخادبشنوه.
صبحها میرم دفتر داداشم،اونجام خبری نیس.
کلا اینو بگم ک من خیلی ظاهرم خنک و بی نمک و افاده ایه.یجورایی مهر ندارم
البته باهر خاستگاری حرف زدم،طرفو بدجور شیفته کردما.
از خونمون وشرایطم بدم میاد.دوس دارم برم خونه شوهر.بخدا مجردی هم تا ی سنی دیگه.اه .ی مورد ازدواجی داشتم ،دوساله با همیم،از دانشگاهه.اما ازش سرد شدم،امشب گفتم ک واقعا دوستت ندارم ومیخام ازدواج کنم
اما کو شوهر حالا.ضایع میشم حسابی