2777
2789
عنوان

نمیدونم چطوری به خانوادم بگم

| مشاهده متن کامل بحث + 2623 بازدید | 47 پست
عزیزم یعنی چی این حرف هر راستی مستلزم گفتن نیست مخصوصا اگر خیلی در کار باشه شما ب خانوادت بگو تو دان ...

مشکل همینجاست دیگه 

اصلا کوتاه نمیاد 

منم همینو میگم 

البته که درسش خیلی وقته تموم شده 

اما راضی نمیشه میگه باید حتما بگیم دوست بودیم 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من با همسرم دوست بوديم، خانواده مم مذهبي نيستن ولي خب بالاخره باباها كلا حساسن رو اين قضايا

اول خانواده شوهرم اومدن خواستگاري به اسم غريبه، بعدا چون ١٩ سالم بود و عجله اي نبود بابام جدي نگرفتشون و ميگفت نه

منم چون ميخواستم ديگه دلمو زدم به دريا خودم رفتم به بابام گفتم

گفتم ما همو ميشناسيم حدود ٣ ماهه، باهم حرفامونو زديم همديگروهم دوست داريم

بذار بيان يه بار ديگه مطمئنم خودت هم راضي ميشي

البته ما صرف عشق و عاشقي ازدواج نكرديم، هم تفاهم داشتيم و هم خانواده هامون نسبتا از لحاظ مالي و فرهنگي تو يه طبقه بودن

من با همسرم دوست بوديم، خانواده مم مذهبي نيستن ولي خب بالاخره باباها كلا حساسن رو اين قضايا اول خان ...

اول راضی شد ک بگه منو توی پاساژ دیده و شماره گرفته اما سریع بهم ریخت و گفت نه باید بگیم 

دروغ نباید بگیم 

اهان چون جمع بستگی فکر کردم خانواده اش میگن

قرار نیست که دروغ بگه فقط نیاد بگه دوست بودین

از اول که میخوان بیان خب خانوادت پرسیدن چطور اشنا شدید و...بگید تو دانشگاه دیده و پسندیده و ازم شماره خواسته که زنگ بزنن برای خواستگاری

قرار نیست بشینه مفصل بگه که

چه فاز صداقت برداشته دوستت 

  

0 =2-1


اول راضی شد ک بگه منو توی پاساژ دیده و شماره گرفته اما سریع بهم ریخت و گفت نه باید بگیم  دروغ ...

بگو خب

براي منم سخت بود ولي مرگ يه بار شيون يه بار

اگه قسمت هم باشين كه هيچ كسي نميتونه جلوتونو بگيره

اگه هم نه هم كل دنيا هم وساطت كنن شدني نيست

مشکل همینجاست دیگه  اصلا کوتاه نمیاد  منم همینو میگم  البته که درسش خیلی وقته تموم ...

بگو پس شمارو بخیر و ما رو ب سلامت جدی میگم ادم اینجوری یک دنده ب درد زندگی نمیخوره بگو بهش ک توام حرفی نداری ک بگی ولی تو جلسات اول خواستگاری اصلاااااا جایز نیست اگر انشاا۰۰ خانوادها همو پسندیدن و مشکلی نداشتن بعد میگید کمکم دیر نمیشه منم دقیقا مثل شما بودم تازه من خانواده ب شدت مذهبی ولی تو جلسه اول لزومی ندیدم بگه بعد کمکم گفتیم اخه یعنی چی این حرف حسنک راستگو شده

اهان چون جمع بستگی فکر کردم خانواده اش میگن قرار نیست که دروغ بگه فقط نیاد بگه دوست بودین از اول ک ...

اخه دانشجو نیست اصلا 

بگیم کجا آشنا شدیم ؟؟

خودش گفت بگیم توی پاساژ

بعد خودش میگه نه راستشو بگیم باهم دوست بودیم 

عاخه دوست شدنمون هم  یه کم آشناییمون بد بود 

اون با ماشین اومد کنار ماشینم بهم شماره داد 

بگو خب براي منم سخت بود ولي مرگ يه بار شيون يه بار اگه قسمت هم باشين كه هيچ كسي نميتونه جلوتونو بگ ...

خودشم میگه اگه تو بخوای میشع 

اما من میگم وقتی میشه راحت تر پیش برد قضیه رو چرا خودمون سختش کنیم !!!!

ب نظر من رفتارش کاملا غیر منطقی و عاقلانه نیست اگر خانواده تو مشکلی با این قضیه نداشت خب ی حرفی ولی ...

تازه میگه تو باید خوشحال باشی ک من روراست و مردونه میخوام بیام جلو 

خودشم میگه اگه تو بخوای میشع  اما من میگم وقتی میشه راحت تر پیش برد قضیه رو چرا خودمون سختش کن ...

شوهر منم اصرار داشت بگم اونم همين حرفو ميزد، البته منم فقط به بابام گفتم و برادرم هنوز بعد از ٧ سال كه از زندگيم ميگذره خبر نداره

شوهر منم اصرار داشت بگم اونم همين حرفو ميزد، البته منم فقط به بابام گفتم و برادرم هنوز بعد از ٧ سال ...

من به بابام هم نمیتونم بگم 

عصبی میشه و همین دوستی هم ازم میگیره 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792