نامزد ک بودیم
یه شب تلفن خونه ک نداشتیم
گوشی منو بابامو مامانم قطع شد اصلا همه ایرانسلا قطع شدن
خونه اونا چهل دقیقه با ما فاصله داشت
تا ۱۱صبر کرده بود دیده بود خبری نیست ساعت یازده از بالکن پریده بود پایین ماشین گرفته بود امده بود سمت ما
میدونست اگه بگه من باور نمیکنم از پنجره خونمون عکس گرفته بود اون بالا هم ساعتو میزنه گفتم چرا نیومدی گفت فقط میخواستم بدونم اتفاقای نیافته واستون
بعد دوباره از بالکن خودشو کشیده بوده بالا رفته خوابیده
در اتاقم تو نبودش قفل بوده ک کسی نیاد شک کنه