2821
2789
عنوان

مادرشوهرم

656 بازدید | 43 پست

دیشب رفتیم خونشون ابجیم و شوهرشم رفته بودن خونشون برای دیدار. تا نشستیم مادرشوهرم گفت ها شماحقوق بگیر هم شدید بازم قسطتون من میدم اخه اوایل شوهرم بیکاربود مادرش گفت قسطتون بامن. شروع کردمنت گذاشتن جلو ابجیم و شوهرش هی گفت با این خرجا وام 600تومنیه شماهم گردنه منه وووو. هیچی نگفتم امدیم خونه باشوهرم دعوام شد اون فقط گوش میکرد و من هی میگفتم مادرت اینو گفت اونو گفت. ساعت11شوهرم زد ازخونه بیرون بیس دقه بعدم امد گفت همینو میخواسی گفتم چی گفتم رفتم تا منو دیدن گفتن زنت کجاس گفتم از 8شبه که رفتیم تا الان دعوا داشتیم سرشما دست از سر زندگیم بردارید بعدم هرچی فحش دهنم امده دادم دیگه ام باهام حرف نزن خیلی اعصبانیم می‌ترسم که دعوامون خیلی جدی بشه. بعدم خوابید و صبح ام رفته سرکار. من دیگه نمیخوام برم خونشون اوف

من با وجود تو خوشبخترینم همسرم  

اونجا هیچی نگفتی اما تا اومدی خونه دل شوهرتو خون کردی ، اونم رفته اونجا دعوا...حالا تازه میترسی دعواتون جدی بشه؟ یا کلا هیچی نگو و آروم با شوهرت حرف بزن یا همونجا مودبانه جواب بده....

با هر کسی به اندازه شعورش صحبت میکنم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

خب چیزی نگفته مادرشوهرتون، حالا لطف کرده چند تا قسطتونو داده، وقتی حقوق دار شدید که دیگه وظیفه اون نیست...

من موندم اینجا چقدر عروسا پر توقعن...

❤🧡💛💚💙💜 کتاب معجزه شکر گزاری روحتما بخونید و بهش عمل کنید ومنتظر یه تغییر مثبت و بزرگ تو زندگیتون باشید❤🧡💛💚💙💜

به نظر من اگه وضع مالیش خوبه بده مگه چی میشه 

ولی کلا مادرشوهر همین مدلی میشه 

دیروز این موقه ها اس دادم بهش ک خونه ای بیام ؟شروع کرد انقد گفت انقد گففففففت(شوهرم قهر بود باهاشون)منم با ارامش جواب دادم رفتم خونشون شوهرمم کشوندم اونجا اشتی کردن حالش خوب شد

باهام تعریف میکرد پذیرایی میکرد نظر میخاست منم😐😐😐😐😐

احتمالا خیلی وقت نیست ازدواج کردی 

یاد میگیری ک سرهیچ شخص سومی ای حتی از خونواده خودت دعوا نندازی

نمیدونم چ حکمتیه تو زندگی هرچقدر سکوت نکنی مخصوصا جلوی شوهر نتیجه خوب میشه

اونجا هیچی نگفتی اما تا اومدی خونه دل شوهرتو خون کردی ، اونم رفته اونجا دعوا...حالا تازه میترسی دعوا ...

نتونسم جواب بدم ابجیم و شوهرش بودن. جلو اونا چطور حرمت شکنی میکردم

من با وجود تو خوشبخترینم همسرم  

حالا بازم دستش درد نکنه....

ما چند سال پیش از مادرشوهرم(برای عروسیمون) پول قرض کردیم، دو سه ماه بعدشم پسش دادیم، بعد از ۴ سال دوباره گفت ، بیاید پولمو بدید، حالا هر چی ما میگیم بابااااا ، ما پولو همون سال دادیم، زیر بار نرفت که نرفت، هزااااار تا مدرک براش اوردیم که پولتو دادیم، به ظاهر راضی شد، اما بازم ته دلش...

❤🧡💛💚💙💜 کتاب معجزه شکر گزاری روحتما بخونید و بهش عمل کنید ومنتظر یه تغییر مثبت و بزرگ تو زندگیتون باشید❤🧡💛💚💙💜

همینو میخواستی واقعا

روزی از روزها ،شبی از شب ها ،خواهم افتاد و خواهم مرد ،اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .تا هرچه دورتر بیفتم ،تا هرچه دیرتر بیفتم ،هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،افتاده باشم و جان داده باشم ،همین .
من کاری به 600 تومن ندارم....ولی واقعا جلوی کسی عنوان کردن خیلی خیلی کار زشتیه بعد هم اون 600 تومن ...

منم حرفم همینه میگم به پسرت بگو چرا جلو خواهرم میزنی توسرمن. صدبار به شوهرم گفتم قسطو بده میگه بمن چه. اونا دارن بدن وضعشون خوبه 

من با وجود تو خوشبخترینم همسرم  
2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز