امروز ظهر رفتم دخترمو بیارم از مدرسه سوار تاکسی شدم اینو میگم که مسیرو تو ذهنتون راحتتر مجسم کنین😅 تا ایستگاهه بعدی دوتا راه وجود داره اولی که مستقیمه و دومی بعد میدون باید بپیچه مسیرهاهم فاصله شون تا ایستگاه یکسانه بعد مدرسه دختر من از مسیر دومیه.سوارکه شدم گفتم آقا لطفا از مسیر دومی برین اونم گفت چشم .راننده هم یه مرد پیر بود.کرایه شم دادم .رسیدیم به میدون ولی نپیچید و مستقیم رفت سریع گفتم عه اقا اشتباه رفتید 😨.اونم گفت ببخشید دخترم حواسم پرت بود .دیگه گفتم حتمن جلوتر بریدگی هست دور میزنه😌 دیدم نه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آخه ازیه پیرمرد اونم راننده تاکسی اونم با این همه فشارزندگی چه انتظاری میشه داشت.اگه حواسش نبوده چرا بهش میگی بیشعور.ماکه جوونیم این همه حواس پرتی داریم چه برسه به یه پیرمرد راننده زحمتکش