سلام یه چند وقتی تو خونه بیحال شدم و افتادم یگوشه و هیج کاریا حال ندارم انحام بدم شوهرم همش اعتراض میکنه چرا این زندگی اینقدر بهم ریختس و..... انگار هیچ حسی تو وجودم نیس و شوهرم هم با اعتراض هاش ازارم میده خاهشا بگید راهش چیه که از این حالت دربیام
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یعنی خونت کثیفه؟؟اگر اینجوریه حق داره شوهر من تمیزی خیلی براش مهمه چند روز خونمو جارونکردم بهم میگفت خیلی بیخیال شدی چندروزه خونت کثیفه البته من خودمم حساسم ولی کارداشتم وقت نکردم تمیزکئم
وخدا زمین رو گرد آفرید. که از چپ زدی از راست بخوری
درگیری فکری که دارم ولی ربطی به بی حالی من داره مش میترسم ییکی بیاد خونم و این وضع را ببینه خسته شدم از این وضعم شورم مش میگه برو خونه مامانما ببین تر و تمیز ولی خونه ی تو که تازه عرروسی کردی را ببین