2777
2789

من بچه بودم میرفتم دسشویی

میشستم شلنگو مث بارون میگرفتم بالا رو خودم

یبار زیاد گرفتم خورد ب لامپ لامپ داغ بود ترکید 

منم همونجوری پریدم بیرون

خانه ات را باد برد..توهنوزم نگران وزش باد در موی منی؟؟؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

درگیری من با آسانسوره .شده سوار شدم سه دقیقه زل زدم به در که مثلاً بره پارکینگ پیاده شم .بعد به خودم اومدم دیدم اصلا دکمشو نزدم 

انتظار دارم ذهنمو بخونه بره طبقه مورد نظر.جالبه که هر چند وقت یکبار بازهم تکرار میکنم خنگولیتم رو

واااای اوین بار بود مترو سوار میشدم اونموقع گیت از اینا بود ک کارتو میکردی توش

منم کارت اوتوبوس داشتم میگفتن میشه استفاده کرد ازش

منم رفتم درگیر به زور میخواستم کارتو بکنمش اون تو نمیرفت ک آخر مسئولش اومد گفت دخترم کشتی نگیر بزن روش

منم زدم باز شد

دیگ اون آدم سابق نشدم

خدایا گاهی نگاهی😔😘

والااسانسور 😐 هییچووقت یادم نمیمونه بایددکمشوبزنم

یاشیردستشویی مامانبزرگم ایناکه برعکسه بعداینهمه سال یادم نمیمونه اب جوش نگیرم روخودم هردفم هول میشم ببندمش دستم میخوره به شیر اب اب فواره میزنه روم خیس خالی میشم 😑 


درگیری بعدی آیینه های ته راهروهای پاساژ رضا بازاره.میریم ته راهرو سرم پایینه تو گوشیم میگم ببخشید میبینم طرف نمیره اونور میرم چپ میاد چپ 

میرم راست میاد راست بعد با لبخند سرمو میارم بالا میبینم خودمم تو آیینه

یک بار یه پسر فروشنده که بیرون بود در حد مرگ ریسه رفت از خنده منم خیلی جدی راهمو کشیدم رفتم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز