نه بابا خواهر ...این اگه بخواد منو بگیره که ول نمیکرد بره ..دیشب یکم سربه سرش گذاشتم ..
گفت برم یه چنددقیقه کار دارم بعد میام پیام بدم منم گفتم هربار این درد محکم نبند نرو ..این چشمای ترو نکن تو بدترو ...همینجوررادامه دادم به خل بازی تو پی ویش . .
اومد یکم گفت عاشق شدی ؟
گفنم هاااا بیا منو بگیر عاشقت شدم ..مسخره بازی در اوردم ..اخرش گفت من جدی ام ...
هنچین یهو بحث جدی شد ..
احرش گفت گفت با من خوشبخت میشی؟
گفتم تو جواب بده ..چرا همه ش من جواب بدم
گفت من حس میکنم اره خوشبخت میشم با تو ..
منم بعد از مدتهای مدیدی فکر کردن (نه دقیقه و چهل ثانیه شد )گفتم اره منم فکر میکنم خوشبخت شم ..
بعدش گفت پس حالا دوسه هفته نه پیام بدیم نه زنگ ...😐😐😐