بچش تازه بدنیا اومده...اون بعد من عروسی کرده...دست خودم نیست حساس شدم...حسودیم نمیشه ولی 😢چقد گریه کردم ک خدایا چرا ب من نمیدی ب همه میدی...واقعا دیگه بریدم...چیکار کنم اروم بشم؟دلم خیلی گرفته..شوهرمم خیلی دوسداره بچشو چون اولین نوشون هست ...خدایا این چ امتحانیه ...خدا نمیبینی چقد اذیت میشم؟مگه نمیگی دل شکسته خریدار داره؟
منم مامان شدم بلاخره...۱۵ اسفند تستم مثبت شد...😍..۱۷ اسفند تیتر بتا مثبت..۲۶ آبان بغلش گرفتم دخترمو 😄😍چ روز خوبی بود ...انشالله قسمت همه منتظرا
بخدا خیلی کمکشون کردم تو این دوروز واسش سوپ درس کردم...و خیلی کارا...اما از ته قلبم خستم کلافم....
من درکت میکنم گلم برای اقدام به بارداری برو دکتر زیر نظر باش خیلی زود باردار میشی استرس عامل اصلی نازاییه مراقب باش گرفتارش نشی خودتو سرگرم کن بروباشگاه بیرون بزار وقتت تو خوشی بگذره ببین چطوری زود باردار میشی
عزیزم😢اخه دلمم نمیخواد حساس باشم ولی دست خودم نیست...نمیدونم چیکار کنم..تو چیکار کردی
هیچی کاری ازم برنمیومد دو روز تموم یه دل سیر گریه کردم و از خدا خواستم بهترین و برام بزاره کنار ،الانم خدایی بچش و خیلی دوس دارم هرچند جاریمم خدایی دختر خوبیه ،بعد زایمانشم یه زنجیر طلا براش خریدم بردم که فک نکنن حسودیش و می کنم ولی بازم نمیشه حسرت نخورد وقتی می بینم چه جوری برا بچه اون سر و دست می شکنن پیش خودم میگم این حق بچه من بود
یک عمر برا دوست داشتنت ❤ مدت کوتاهی ست مگر آدم چندسال عمر می کند❤ و تازه ممکن است نصف عمرش هم تورا نشناسد ❤ تو امّا از ابتدا بوده ای همین طور دوست داشتنی ❤مخاطب هرچه شاعر!❤دلبر هرچه عاشق!❤ کسی نتوانسته تورا جوری که عاشقش هستی دوس بدارد جز من!❤ قول می دهم تمام عمرم را خوب خوب دوستت داشته باشم ❤ و بار دیگر که پا به جهان گذاشتم زودتر عاشقت شوم هرچه زودتر...❤❤❤