2777
2789
عنوان

عشق واقعی

| مشاهده متن کامل بحث + 1096 بازدید | 112 پست


هدف مجتبی اذیت کردن و بازی کردن با احساسات اونا نبود. چون اعتقاد به این داشت که خودش دختر داره و خیلی چیزا رو باید رعایت کنه.. . و نهایتا این تجربه رو در اختیار فقط خانم ها قرار بده. 


مجتبی برخورد افراد مختلف رو دید و وقتی شماره میذاشت و باهاش تماس میگرفتن بعد چند دقیقه ای صحبت یا پیامک این رو میگفت (( بذارید من قبل از اینکه احساسی بینمون ایجاد بشه این نکته رو گوشزد کنم که این مرحله آشنایی اولیه هست و دوست ندارم کسی وابسته بشه))  روش آشنایی ما به دور از احساسات هست و باید قول بدید که همه چیزو منطقی پیش ببریم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

افرادیکه شماره تماس هاشونو با مجتبی رد و بدل کردند. 

برخوردهای مختلف با این موضوع:
شخص 1 ؛(( سن ۴۸ سال مطلقه . نسبت به هر موضوعی که مجتبی مطرح میکرد و میدید اون موضوع بنفش نیست،  نصیحت هاش شروع میشد))
شخص ۲؛ سن ۳۳ سال مجرد و زیبا از خانواده ای ضعیف.. . (( مجتبی همون اول کار اعلام کرد که معیار هامون یکی نیست و نظر من منفی است))  اون هم تشکر کرد و در نهایت گفت میتونم بهتون پیام بدم و شما تو موضوعات مختلف راهنماییم کنید.. . مجتبی هم بهش گفت تا زمانی که همسر انتخاب نکردم بله اشکالی نداره ولی بعد از اون خیر  و ۲ روز بعدش پیام زد که من انتخابمو کردم و خدا نگهدار. 

شخص ۳؛ منطقی ترین و زیرکانه ترین رفتار رو داشت  ۴۵ ساله. مجرد. بسیار . و از طبقه متوسط. اهل اصفهان
ایشون تو سایت برا مجتبی پیام گذاشت که شمارتونو بذارید سر فرصت باهاتون تماس میگیرم.
فردای اونروز همراه مجتبی زنگ خورد وقتی جواب داد گفت مریم هستم از اصفهان، من الان شیرازم . میشه آدرس بازرگانی رو بهم بدید میخوام ببینمتون.. . مجتبی شوکه شده بود و هرطور که تونست طرف رو راضی کرد که معیار هامون یکی نیست.. . اون گفته بود من فقط اصفهان و ایران رو دوست دارم و مجتبی بهش گفت که من اقامت کانادا دارم و باید برم اونجا.. . که خوشبختانه هدف مشخص و تصمیم قطعی مریم نسبت به معیار زندگیش در ایران باعث شد بحث همونجا تمام بشه

مجتبی کلا با ۶ نفر ارتباط برقرار کرد که ۳ نفر اونها مشتاق این بودند که مجتبی چطور از اینترنت روزی ۳۰۰ تا ۴۰۰ تومن در میاره. ..  مجتبی هم بدون هیچ چشمداشت راز درآمد راحت از اینترنت رو به اون ۳ نفر معرفی کرد و منابع آموزشی رو در اختیارشون گذاشت. همگی خوشحال و با فرهنگ امروزی بدون قصد و نیت بد از هم خداحافظی کردند. یکی از این خانم ها مشهدی بود و گفت امشب میخوام برم حرم و مطمئن باش که دعات میکنم. 

مجتبی هم ترسیده بود و هم خسته و تصمیم گرفت با یک پیام همه رو حذف کنه. پایین سایت گزینه ای بود بنام انصراف از عضویت. وقتی میخواست انصراف بده متوجه شد که در بخش علاقمند ان به من. ۱ نفر تیک علاقمند ی رو زده، خواست بیخیالش بشه ولی کنجکاو شد و این گزینه رو باز کرد.. . S از مشهد، ۳۸ ساله، مجرد، شاغل، صاحب خانه و ماشین و جالب این بود که هیچ پیامی برا مجتبی نفرستاده بود. 

بیخیال شد و رفت که کلید انصراف از عضویت رو بزنه که تاریخ ثبت‌نام S و آخرین زمانی که آنلاین بوده رو دید. و متوجه شد که این تیک زمانی خورده که پروفایلشو صحیح کامل کرده بود. که اگه یادتون باشه اینطوری بود. 

مجتبی:::((( ۳۶ ساله- مطلقه- بیکار- بدون ماشین- و یه دختر ۶ ساله)) ) 

 مجتبی گفته بود که دوست داره همسرش ::(( پولدار- شاغل- صاحب منزل-  ماشین و زیبا و جذاب باشه)) 

همون شرایطی که مجتبی رو مسخره کردن. کنجکاو شد و یک پیام علاقمندی برا S ارسال کرد. همون لحظهS جواب داد و گفت شماره تماست رو بده. مجتبی هم شماره همراهش رو برا S فرستاد و به اون گفت من دارم  از عضویت انصراف میدم و دیگه تو سایت نیستم. S هم پیام داد که منم همین کارو میکنم.. . هر دو انصراف دادن و داستان عشق واقعی از اینجا شروع شد.. . .. 

ببخشید که سرتون رو درد آوردم :

احساس من میگه که بخاطر دعای دخترت تو حرم امام رضا و اون خانمی که کسب درامد از اینترنت رو یادش دادی . امام رضا بهت نظر کرده و به آرزوت میرسی. 

احساس شما چی میگه؟؟ 

شما بودید چکار میکردید؟؟ 

نظرتون نسبت به شخصیت مجتبی چیه؟ 

زنم خیلی شکاک بود. تا حدی که دیدم داره خودشو نابود میکنه تصمیم گرفتم ببرمش پیش روانشناس. زیر بار نمی ...

 تو سال ۵ ازدواجمون بودیم و دکترم دکتر مانی،  بهم گفت با توجه به اتفاقات این ۶ ماه به احتمال زیاد دیگه اعتماد نمیکنه و دکتر نمیاد و این یکی از مشخصه های این بیماریه، دوسش داری؟ گفتم آره.. . گفت نهایت تلاشت رو کن تا هرجور اون  میخواد رفتار کنی و مقاومت نکن و کوتاه بیا تا ببینیم چی میشه. شاید تونستی با رفتارت بیاریش دکتر. دور جدید شروع شد. بخاطرش تمام موقعیت های شغلیمو از دست دادم و درست نشد که نشد.. . ۵سال دیگه ادامه دادم چون دوسش داشتم.. . تمام صدمات این برخوردها متوجه خودم شد. هیچ جا نمیرفتم. دنبال یکار میگشتم که یه دختر هم توش نباشه . خوب نمیشد. بجایی رسید که رفتم پیش روانپزشک ( دکتر رامین افشاری) شروع به خوردن قرص های اعصاب کردم و اون همچنان ادامه میداد.. . .. . ..

تو سال ۵ ازدواجمون بودیم و دکترم دکتر مانی،  بهم گفت با توجه به اتفاقات این ۶ ماه به احتم ...

دکتر افشاری همون وقت بهم گفت اگه بفکر دخترت هستی و نگرانشید سریع ازش جدا شو. به حرفش گوش ندادم و ادامه دادم و نهایتا به شکل بسیار زشت و ناجوری از طرف او اقدام و از هم جدا شدیم.

دکتر افشاری همون وقت بهم گفت اگه بفکر دخترت هستی و نگرانشید سریع ازش جدا شو. به حرفش گوش ندادم و ادا ...

روز اول : ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

ادامه داستان بعد از. .. . تا تو ذوقش بخوره/ نخوره

مجتبی با گوشی سرگرم بود و یکباره به ذهنش رسید که ببینه سایت همسر یابی وجود داره. چه شکلیه و.. .. تو گوگل سرچ زدو یکی رو انتخاب کرد.  ثبت نام کرد و جزییات وضعیتش رو ثبت کرد و وارد شد سریع رفت حمام تیپ زد و یه عکس خوشکل گذاشت تو سایت.

(یه بخش داشت که نوشته بود همسرم چنین باشد و چنان : مجتبی نوشت.همسرم خونه و ماشین داشته باشه  و شاغل هم باشه؛ در کل پولدار باشه).

روز اول : ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ ادامه داستان بعد از. .. . تا تو ذوقش بخوره/ نخوره مجتبی با گوشی سرگرم بود ...

(یه بخش داشت که نوشته بود همسرم چنین باشد و چنان : مجتبی نوشت.همسرم خونه و ماشین داشته باشه  و شاغل هم باشه؛ یا پولدار باشه) و تو (یه بخش دیگش من چنان هستم و چنین بود که مجتبی نوشت: بیکارم، خونه ندارم، ماشین ندارم، مطلقه ام، یه دختر ۶ ساله هم دارم) خانم های مختلف از شهر های مختلف و شرایط جور وا جور تو سایت بودن. تو اولین روز ۲۰ نفر رو انتخاب کرد و پیام علاقمندی براشون ارسال کرد.

(یه بخش داشت که نوشته بود همسرم چنین باشد و چنان : مجتبی نوشت.همسرم خونه و ماشین داشته باشه  و ...

ساعت ۱۱ شب  به سایت مراجعه کرد و فقط یه پیام اومده بود.. . . ساناز از تهران( ه. ه. ه. ه تو هیچی نداری دنبال زن پولدار هم میگردی بدبخت.)

مجتبی هم در جوابش گفت . ممنون از توجهتون .

دیگه مطمئن شد تلاش بیهوده هست و کسی با این شرایط ( بیکارم، خونه ندارم، ماشین ندارم، مطلقه ام، یه دختر ۶ ساله هم دارم) زنش نمیشه.

جالبش هم این بود که برای همسرش شرط هم گذاشته بود((.همسرم خونه و ماشین داشته باشه  و شاغل هم باشه، یا اینکه پولدار باشه)) .   واقعا خنده داره .

ساعت ۱۱ شب  به سایت مراجعه کرد و فقط یه پیام اومده بود.. . . ساناز از تهران( ه. ه. ه. ه تو هیچی ...

شاید کارایی که مجتبی تو این مرحله کرده رو نپسندید و ناراحت بشید، حق کامل با شماست. ولی خواهش میکنم در ادامه همراهیش کنید.
چون نکات آموزشی زیادی توش نهفته‌س..
تصمیم گرفت پروفایلشو تغییر بده. مجتبی تبدیل شد به یه مرد پولدار( درآمد ماهیانه بالای ۱۰ میلیون، ماشین سواری بالای ۳۰۰ میلیون، منزل دارد، صاحب یک بازرگانی بزرگ و معتبر

شاید کارایی که مجتبی تو این مرحله کرده رو نپسندید و ناراحت بشید، حق کامل با شماست. ولی خواهش میکنم د ...

سایت رو بست و خوابید. صبح که بیدار شد کلی پیام براش اومده بود. متن همه پیام ها این بود.مثلا: ( سلام. سارا هستم از قزوین و علاقمند به آشنایی با شما هستم. لطفا پروفایلمو بررسی کنید. منتظرم)

و دقیقا همین متن رو خودش برا خیلیا فرستاد(( سلام مجتبی هستم از شیراز و علاقمند به آشنایی با شما هستم لطفا پروفایلمو بررسی کنید. منتظرم))

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108