نزدیک به ۶ساله عقدم..بخاطر اینکه میخاسته خونه بسازه و خوده بدبختمم خواهرم عروسی کرد و سیسمونی میخواست اولویت بااون بود تا جهیزیه گیری من..کلی بدبختی کشیدم..دیگه خودتون میدونین عقدکردگی چقدسخته..بعدحالا که خونموت داره کامل میشه بریم..زخم زبونای مادرشوهرمو خواهرشوهرم شروع شده..من خونم ی خونه عادیه..ولی اونا توقع ی جهیزیه دارند..هرکاری هم نامزدم میخواد بکنه مثلا کابینت کنه ام دی اف میگن قرو فر زنته اون توقعش بالاس فلزی بزن..درصورتیکه بهش گفتم فلزی کن..دیشبم کلی کنایه زد بهم..خواهرشوهرمم خودش دوطبقه نشسته همسن منه بچه هم داره کلی جلوتره منه هرجا منو میبینه ی کنایه میزنه..پشت سرمم گفته بود هرچی خودش نیس قروفرش هست..مادرشوهرمم گفته بود این اگه خونه میخواد باید جهیزیشم کامل باشه..من بارها به نانزدم گفتم همون سال اول بیا خونه اجاره کنیم بریم خودش نخواست..برای خونوادشم کارمیکرد پولشو ندادن بی ارزش شده الان.باعث عقد طولانی ماهم اونا هستن که پول نامزدمو ندادن و اول دخترشونو بهش رسیدن و جهیزیه آنچنانی و سیسمونی و خونه خودشونو نو کنن ولی پول برای نامزدم نداشتن...ولی حالا اونا طلبکارن عوض ما..الان من از زخم زبوناشون دارم میسوزم ک دست بردار نیستن..
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نامزدم؟بچه ننس...میگه حق نداری جوابشونو بدی..دیشب ی کلمه من گفتم مامان من مامانوبابامو گم نکردم..من توقعی ازش ندارم عروسیمم گفتم تو خونه بگیریم ..کلی تو راه برگشت به خونه بابام بهم ناسزا گفت که نمیشع اینجا بگم..الانم زنگ زدم بهم برنداشتم..به تلافی کار دیشبش