خلاصه ازم خواسته واسش حرفا و نظراتمو بنویسم شوهرم ادم بی منطقی نیست ک هرچی بگم نفهمه و زود تحت تاثیر کلمات قرار میگیره میخام ازتون اگه حرفا و عقیده منو قبول دارید بگید چطوری حرفامو بهش بگم..
یه مثالم میزنم ک بتونید راحت تر کمککنید..
بحث دیشب ما رو مو به مو واستون توضیح میدم..
همسرم گفت همکارم گفته همه مادر شوهرا با عروس هاشون بدن چون فکر میکنن ک بعد ازدواجم باید پسراشون حتما گوش به حرف اونا بدن اما ما مرد ها مجبوریم هر دو طرف رو نگه داریم ک نرجن من مادرم مریضه از خانومم خواهش کردم هر روز میرم پیشش ایزی لایف رو عوض میکنمو...
منم گفتم کار خوبی میکنه ادم نباید بد ذات باشه خودت میدونی من مقصر نیستم (خانوما مادر شوهر من یه زنی ک با همه همه قهره با مادر خواهر برادر با همه..خیلی حرفا و دردو دلا ازش دارم ک واقعا باعث رنجش من میشه یه لباس کوجولو برای دخترم میخره صد بار بخدا اغراق نیست هی میگه هی میگه هی میگه این بک صدمشه)
گفت اره میدونم اما اون روز مامانم لباس خرید واسه لیانا تو لج کردی نکردیش تنش..اولا بخدا اینطور نبوده اون موقع دخترم ۶ ماهش بود الان یک سالشه هنوزم لباسه به تنش گشاده میخواست مهمون غریبه بیاد گفتم این بزرگه به جون دخترم هنوزم باید تاش بزنم بکنم تنش.گقتم زشته و از روی عمد نبوده
خیلی از دست شوهرم ناراحت شدم و گفتم این همه مادرت به من بی احترامی میکنه میریم خونشون صبحونه چایی یخ میزاره جلو دست من تو یه بار نمیگی مامان این چایی چرا یخه.چرا چون سماورش رو میشوره برمیداره(وسواسه..)من حاملم از ۷ صبح تا ۲ ظهر ک ناهار میخوریم من جرعت ندارم دست به چیزی بزنم و نبایدم چیزی بخورم(توی خونش نمیتونی جم بخوری میاد دنبالت )نمیگی این افت قند داره ولی اونا میان من بین دو وعده کیک و میوه و شیرینی و چایی هزار مدل باید بیارم..و خیلی چیزای دیگه..
اما کار من رو ک از روی عمد نبوده و میدونی هم نبوده ب بی احترامی میدونی؟
پس حق من چی؟
خلاصه ببخشید سرتون رو به درد اوردم فقط میخاستم بفهمید اینایی ک گفتم خدا شاهده یک درصده..
چی بگم روش تاثیر بزاره بفهمه احترام به مادرش اینا به جا حق منم به جا😔