2777
2789
عنوان

زایمان طبیعی

| مشاهده متن کامل بحث + 634 بازدید | 104 پست
منم عين شمام خيلي ميترسم شبا همش خوابشو ميبينم خيلي ترس تو دلمه

توام اخراشی😘من الان تازه به فکرش افتادم قبلش اصلا فکر نمی‌کردم ولی الان همش خودمو تو اون حال فرض میکنم من از یه معاینه ساده واسه عفونت متنفر بودم حالا باید چه چیزایی تحمل کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وای 😭😭خدا کمک کنه بخدا به غلط کردن افتادم چرا حامله شدم

عزیزم من تو فاصله دوسال دوبار طبیعی زایمان کردم دردات یک دفعه شروع نمیشه از کم کم باور کن قابل تحمل به فکر بچت باش

تیکر تولدمه😍😍
نگران نباش ادم اگه دم مرگم باشه زور اومدن یچه دست خودت نیست انقباظ رحمیه وکاملاهم طبیعیه من بچمم دنی ...

بخیه زدنش خیلی درد داره ؟

کاملا میفهمی داری دوخته میشی؟😂

والا ب خدا وسط اون همه درد کی یاد همه میفته اخه

دیگه به اون صورت نیس که همه چی فراموش کنی من کلی اسمه ائمه رو میوردم اسم اونایی گه بچه میخواستن بهم سفارش کرده بودن

تیکر تولدمه😍😍
نه نکنی این کاروو درداک یهو نیست اروم اروم شروع میشه ولینکه تادهانه رحم باز بشه هرفردی بافرددیگه فرق ...

نقشه کشیده بودم 😮

سلام خدای مهربون من چقد دلم تنگه برات خدای من وقتایی ک یادم میادچقدر کمکم کردی بغض میکنم خدای مهربونم بااااااازم مثل همیشه کارم گیره اومدم در خونت وایسادم خداجونم درو به روم باز کن ببرم تو خونت یه چایی مهمونم کن بهم لبخند بزن بگو باز چی شده یاد من افتادی باز چی میخوای اومدی سراغم منم سرموبندازم پایین بگم خدایا میدونم بی معرفتم اما اومدم سلامتی همسرم و تو دلیمو ازت بگیرم😔بازم به روم بخندی و بگی برو بنده بی معرفت من خیالت راحت باشه....خدیا عااااااشقتم
من که اول راهم فکر میکنم نه طبیعی نه سزارین نمیتونم فکر میکنم با جفتش میمیرم😢

سزارین خیلی راحته....ولی بعد زایمان دردات شروع میشه....سرفه های لعنتی.....من هردوروتجربه کردم.شیرزنی هستم واسه خودم ...خخخخخخ

اصلا این حرفو نزن خیلی تو حسرتشن خداتو شکر کن من تو دردام ناد علی دعای معراج میخوندم خیلی کمک میکنه ...

ببین از بخیه زدن یا اون موقع که شکمو فشار میدم جفت در بیاد از همش میترسم 😭😭😭

الان من تجربه زایمانم رو میگم حالشو ببر

۳۸ هفته و دو روز بود، عصر یکم دلم سنگین شده بود، تا ساعت ۸ شب که قرار شد بریم شام بیرون، یک بار گرفت و ول کرد ، منم اصلا اهمیت ندادم، رسیدیم رستوران ، تا از ماشین پیاده شدم یک انقباض خفیف مثل اینکه شکم سنگین میشه بود ولی اونقدر کم بود و انتظار من از درد چیزی فراتر از تحمل بود اهمیت ندادم، انقباضها منظم و یکنواخت بود ،رفتیم شام خوردیم اما اشتها نداشتم! تعجب کردم، برگشتیم خونه ،انقباضها هر سه دقیقه شده بود و من بیخیال ، و معتقد بودم دردهای کاذبه و برم دوش بگیرم خوب میشه ،اما با دوش بیشتر شد ،تازه شد درد پریودی روز اول، به اصرار همسرم رفتیم بیمارستان ، دو سانت باز بود گفت باید زایمان کنی ،انقباضها شروع زایمانه، تا پنج سانت یکساعت طول کشید، من بی حسی اپیدورال شدم بعد از اون، از پنج سانت دیگه درد نکشیدم تا یکساعت بعد که بچه بدنیا اومد، من تصمیم داشتم خیلی ها رو دعا کنم اما چهار یا پنج تا درد شدید داشتم که اصلا یادم نبود دعا کنم، خلاصه خیلی راحت زایمان کردم و البته بخیه هم خوردم، اونقدر حس خوبی هست زایمان و مادر شدن که به همه زحمتهاش می ارزه ، دعای امام صادق ع برای زایمان راحت رو حتما بخون، سوره صافات رو هم برای سلامتی بچه بخون

 
الان نمیتونم یعنی؟ فیزیولوژیک چجوریه

فیزیولوژیک بدون امپول فشار و بدون پارگی برش و بخیه 

نه عزیز بعید میدونم الان جواب بده

باز همین امروز فردا با چندتا ماما مشورت کن

سلامتی همه مامانا و تو دلیاشون صلوات😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792