یه پسر 26 ساله ساعت نه دیشب (چون از 12 گذشته میگم دیشب) از خونه با موتور رفته بیرون و به مامانش گفته من میرم یه دوری بزنم تا یک ساعت دیگم برمیگردم تو این شهرم کسیو نداره که بره پیشش بنظرتون جریان چیه چه کاری میشه کرد به بیمارستان هاهم زنگ زدن
لایک نفرمایید دوستان به غیر از استارتر عزیز و کاربر محترمی که ریپلای کردم لااقل بفهمم پستم رو خوانده اید عزیزان .زندگیِ فعلیِ من و شما در برابر زندگیِ بَعدی،بسیار کوتاه،بسیار فرعی وبسیار ریز و گذراست.همچون جرقه ای است که از آتش اجاقی بپرد و گم شود.برای آنکه در زندگیِ بَعدی تا ابد و برای همیشه در آسایش و شادی باشیم ، کافیست همین یک لحظه ی گذرای عمر این جرقه را خوب بمانیم...