من خانواده شوهرم... جاریام فوق العاده حسودن مادرشوهرم هم بی نهایت حسوده هیچکدوم حس خوبی بهم القا نمیکنن ازشون خستم اگه یه کفش یا لباس بخرم ادیتم میکنن با حرفاشون که چرا خریدی گرونه نخر مثلا یه کفش 150تومنی میگن گرونه خستم کردن اما شوهرم پشتمه شماهاچی؟
هر چقدر از ازاراشون بگم کم گفتم بی نهایت بد جنسن انقد حسودن ک هرکاری کنم فرداش انجام میدن یه روز موهامو خرگوشی بستم مادر شوهرم فرداش اون مدلی موهاشو بست با اینکه سنش63سال هس
اگه گفتن گرونه شما بگو در عوض حس خوبی بهش دارم. مهم اینه آدم چیزی که میخره دوس داشته باشه
کاش فقط همین بود وقتایی ک پسرمو میشورن یا یه جوراب برای شوهرم میشوره مادرش مثلا خونه نیستم یا جایی هستم پدرشوهرم میگه یه وقت نگی دستت دردنکنه... منم میگم مرسی دستش درد نکنه میگن ن تو از رو دل گفتی باید عمیقا بگی