من فردای سزارین اومدم خونه قشنگ راه میرفتم بچه م بغل میکردم مادرشوهرم گفت وااا چقد حالت خوبه.. چه تند تند راه میری...فلانی دولا دولا راه میرفت... انقد گفت گفت ... ی سردردی گرفتم تا سه روز زار میزدم از سردرد فقط خابیده بودم.
حضرت زین العابدین ع فرمودند: فردای قیامت خداوند مقامی به عمویم ابالفضل عنایت کند همه شهدا حسرت ببرند ب مقام ابالفضل
حالا موها خودش انقد پره پیره انقد خوب مونده من که هرچی میگم جیگرش اب شه چشم نمیخوره تو کل محل حسرت همه رو میخوره میلیاردر اما ی هزاری خرح نمیکنه و همش در حال حسرت خوردنه ب چشم شور معروفه تو محل
اره دیگخ بعد هشت سال ریزش طبیعی شده برام ی وقتایی حرص میخورم بقیه رو مببینم چون جوونم خجالت مبکشم از همسنهام اما باز میگم شکر که هنوز زیبایی خودم دارم و سالمم و بیماری لاعلاج یا خاص ندارم این قابل حله
من خودم یبار اوایل ازدواج که با نیسان پسردایی شوهرم اثاث مونو میبردیم خیلی بار زدیم و شوهرم نگران ریختن وسایل بود سوارش که میشدم گفتم نگران نباش نیسانه هیچیش نمیشه...حدود دو سه هفته بعد نیسان تو جاده ارومیه چپ کرد رفت ته دره😔 خداروشکر پسردایی جون سالم بدر برد