اگر یه روزی با مردی ازدواج کنین ک خیلی دوسش دارین و زندگیتون همه چیزش اوکیباشه ولی هم مادرشوهر بدجنسی داشته باشین هم شوهرت یه اخلاق بدی داشته باشه ک نتونین تحمل کنین حس میکنین به اخر خط رسیدین؟
خیلی خستم از زندگی دیگه حوصله خوب بودن ندارم دلم میخواد همه اذمارو بزارم به حال خودشون و ولشون کنم و برم...
منم نمیگم زنگ بزن احوال پرسی کن قدیما می گفتم الان عاقل شدم نمیگم خودشون باعث ...
حالا فهمیده که من یاداوری میکردم.میگه مردها عقل نداره.تا زنه نگه عقلشون به هیچی نمیرسه.چند وقت پیش گفت الی شوهرت دیشب یه کاری کرده.گفتم چی!؟گفت بهم پول داده.منم گفتم خودم گفتم.گفتم فلام مبلغ بده بهمادرت بابا خونه نیست شاید پول لازمش میشه.قشنگ مشخص بودمیخواد پز بده ضایع شد😂😂😂😂آخه خیلی از این کارها میکنه.منو رقیب خودش میدونه.یه سری هم بهم گفت پسرم به نامزد قبلیش گفت زن هرجا برم پره ولی مادرم یه دونهست.
بچه ها بخدا درد دل منو گفتید منم اسایش ندارم از دست زنیکه دعا باز جادوپیشه دوساله ازم دور شدن ولی اینقدر میان روسرم نفسم بریدن همش دلمو میشکنن منم دیشب توهیات از خدا وامام حسین خواستم عروسی بیاره بشه بلای جونش
خوب کردی مادر شوهر من عکس دوست دختر شوهرم رو گذاشته آلبوم ...
شوهر من قبلاً با یه دختره دوست بوده دختره هرزه از اب دراومده درحد سقط مادرشوهرم عکسش میاره میگه خیلی قشنگ بود بخدا نوک یه سوزن هم قیافه نداره دقیقا شبیه میمونه
نمیدونم چرا عروسو دوس ندارن😔😔😔بخدا خیلی خوبی ها کردم.شاید از هر ۱۰۰ تا خوبیم یکیشو جبران کرده باش ...
انشاالله خدا جوابشون بده عزیزم من یادم نمیره عروس یه ماهه بودم زنعموم که مادر شیری م هم بود ومادر زنداداشمم هستن به رحمت خدا رفتند سیاه تنم بود بهم گفت کلاغ سیاه مادرشوهرم باور میکنید سه ساله تا دیشب خورشت گل کلم با اینکه دوستدارم درست نکردم چون اون زنیکه بد دهن کاری کرد بدترین خاطره ساخت واسه م
شوهرم واسه بار اول منو برد روستاشون برگشتیم به روز رفتم خونه شون سرسفره بودیم گفت همه گفتن زن ارمان قیافه نداره وفلانه منم شوهرم اومد گفتم چرا منو میبری جایی که بهم حرف بزنن شوهرمم. گفت کی گفته دهنشو پر فاضلاب کنم مادر شوهرم شد خون قرمز رنگش گفت به والله من از کسی نشنیدم بمنم گفت خیلی فضولی گفتم ازاین به بعد هرکس هرچی بهم بگه به ارمان میگم
عمه شوهرم میگفت عید همه عمه عموهای شوهرم جمع بودن همشون ازمن تعریف میکردن مادرشوهرم قرمز شده گفته بسه دیگه من چهل ساله توی خونواده شمام یه بار ازمن ودخترم تعریف نکردید این دختره دو روزه اومده همش تعریفش میکنید
یه بار خونه شون رفته بودیم الان اونم بعد یکسال وچند ماه ،پیچک (یه گیاه بهاره خیلی تند وتیزه) اورد بمن گفت خردش کن خیلی خاصیت داره بوش بهت بخوره منم ساده شروع کردم صدبرابر پیاز میسوزونه چشمو تا تهوع وسرگیحه منو برد بعدش دخترش تو اتاق خوابیده بود به پسرش گفت در ببند بوش به الهام نخوره اذیت میشه ،دخترش سه تا تاحالا شوهر کرده انگار جون من زیادی بود